resitution

پیشنهاد کاربران

restitution = جبران خسارت، بازگرداندن حق یا مال به صاحبش، غرامت
مثلاً:
pay restitution = غرامت/خسارت پرداخت کردن
make restitution = خسارت را جبران کردن یا حقِ از دست رفته را برگرداندن
مثال:
...
[مشاهده متن کامل]

The judge ordered him to pay restitution to the victim.
یعنی: قاضی او را موظف کرد به قربانی غرامت پرداخت کند.
یک مثال محاوره ای تر:
He stole the money, but later he made restitution.
یعنی: او پول را دزدید، اما بعداً خسارت را جبران کرد / پول را پس داد.