residents

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. the residents all concur that electricity shortages are acute
ساکنان همه قبول دارند (تصدیق می کنند) که کمبود برق شدید است.

2. they returned the names of all residents of these two streets
نام همه ی ساکنان این دو خیابان را گزارش دادند.

پیشنهاد کاربران

Local people or the people who live somewhere
اتباع
ساکنان
افراد ساکن
تعداد . . رزیدنت
سکنه، ساکنین، سکنی گزیدگان
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما