required to

پیشنهاد کاربران

کاربرد در ساختار مجهولی required to do sth :
نیاز به انجام کاری داشتن
Ex. This book is intended as a guide for students who are required to undertake research in translation studies.
کتاب حاضر به عنوان راهنمایی برای دانشجویانی طراحی شده است که نیاز به انجام تحقیق در مطالعات ترجمه دارند.
...
[مشاهده متن کامل]

:Required to do sth
. You are required by law to wear a seat belt
طبق قانون شما ملزم به بستن کمربند ایمنی هستید.
لازمه تا ( یه چیزی انجام بشه )
لازم برای، مورد نیازِ

بپرس