🔸 معادل فارسی:
• رفتن به ( مکانی )
• رهسپار شدن
• عزیمت کردن
🔸 مثال ها:
( ادبی ) The gentlemen repaired to the library for brandy and cigars.
آقایان برای براندی و سیگار برگ به کتابخانه رفتند.
... [مشاهده متن کامل]
( رسمی ) After the ceremony, the wedding party repaired to the garden for photographs.
پس از مراسم، گروه عروسی برای عکس برداری به باغ رفتند.
( تاریخی ) The court then repaired to the palace for the royal banquet.
سپس دربار برای ضیافت سلطنتی به قصر رهسپار شد.
( طنز ) Having finished our work, we repaired to the pub for refreshment.
پس از اتمام کار، برای تجدید قوا به میخانه رفتیم.
• رفتن به ( مکانی )
• رهسپار شدن
• عزیمت کردن
🔸 مثال ها:
( ادبی ) The gentlemen repaired to the library for brandy and cigars.
آقایان برای براندی و سیگار برگ به کتابخانه رفتند.
... [مشاهده متن کامل]
( رسمی ) After the ceremony, the wedding party repaired to the garden for photographs.
پس از مراسم، گروه عروسی برای عکس برداری به باغ رفتند.
( تاریخی ) The court then repaired to the palace for the royal banquet.
سپس دربار برای ضیافت سلطنتی به قصر رهسپار شد.
( طنز ) Having finished our work, we repaired to the pub for refreshment.
پس از اتمام کار، برای تجدید قوا به میخانه رفتیم.
رفتن به یک مکان. عازم شدن