renewal

/rəˈnuːəl//rɪˈnjuːəl/

معنی: تجدید، تکرار، بازنوکنی
معانی دیگر: تمدید، درازانش، ازسرگیری، بازآغاز، هر چیز تجدید یا بازآغاز شده

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of renewing or state of being renewed.

(2) تعریف: an instance of renewing.
مشابه: revival

جمله های نمونه

1. a chance meeting was the occasion of the renewal of their friendship
یک ملاقات تصادفی موجب تجدید دوستی آنها شد.

2. He sought renewal of the grant.
[ترجمه ترگمان]او به دنبال تجدید این کمک بود
[ترجمه گوگل]او به دنبال تمدید مجوز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They will discuss the possible renewal of diplomatic relations.
[ترجمه ترگمان]آن ها درباره تمدید احتمالی روابط دیپلماتیک بحث و گفتگو خواهند کرد
[ترجمه گوگل]آنها درباره تجدید روابط دیپلماتیک بحث خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They felt the need to bring about a renewal of society.
[ترجمه ترگمان]آن ها احساس کردند که نیاز به تجدید حیات در جامعه وجود دارد
[ترجمه گوگل]آنها احساس نیاز به تجدید جامعه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The lease comes up for renewal at the end of the month.
[ترجمه ترگمان]اجاره نامه در پایان ماه تمدید می شود
[ترجمه گوگل]اجاره نامه برای تمدید در پایان ماه به پایان می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Her contract is coming up for renewal in the autumn.
[ترجمه ترگمان]قرارداد او در پاییز آینده تمدید می شود
[ترجمه گوگل]قرارداد او در پاییز بازسازی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Any renewal of negotiations will be welcomed.
[ترجمه ترگمان]هرگونه تمدید مذاکرات مورد استقبال قرار خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]هرگونه تجدید مذاکرات مورد استقبال قرار خواهد گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. There has been very little renewal of personnel in higher education.
[ترجمه ترگمان]تعداد کمی از پرسنل در آموزش عالی تجدید نظر کرده اند
[ترجمه گوگل]تجارب بسیار کمی در آموزش عالی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Other people seek the mountains for renewal of their inner lives.
[ترجمه ترگمان]افراد دیگر به دنبال کوه ها برای تجدید حیات درونی خود هستند
[ترجمه گوگل]دیگران به دنبال کوه ها برای تجدید حیات درونی خود هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The contract is up for renewal.
[ترجمه ترگمان]قرارداد تمدید شده است
[ترجمه گوگل]این قرارداد برای تمدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Easter eggs symbolize the renewal of life.
[ترجمه ترگمان]تخم مرغ های عید پاک نماد تجدید حیات هستند
[ترجمه گوگل]تخم مرغ عید پاک نماد تجدید حیات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. His contract came up for renewal.
[ترجمه ترگمان]قرارداد تمدید شد
[ترجمه گوگل]قرارداد او برای تمدید آماده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. urban architectural renewal that prognosticates a social and cultural renaissance.
[ترجمه ترگمان]نوسازی معماری شهری که یک رنسانس اجتماعی و فرهنگی را ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]بازسازی معماری شهری که یک رنسانس اجتماعی و فرهنگی را پیش بینی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Mark's contract comes up for renewal at the end of this year.
[ترجمه ترگمان]قرارداد مارک برای تمدید در پایان سال جاری مطرح شده است
[ترجمه گوگل]قرارداد مارک در پایان سال جاری تمدید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Death and renewal are leitmotivs running through the whole novel.
[ترجمه ترگمان]مرگ و زندگی در تمام این رمان در حال دویدن هستند
[ترجمه گوگل]مرگ و نابودی، از طریق کل رمان در حال اجرا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تجدید (اسم)
resumption, restoration, anabiosis, renewal, revival, repeat, recrudescence, repetition, instauration

تکرار (اسم)
practice, rehearsal, replication, reiteration, frequency, frequence, renewal, repeat, duplication, repetition, iteration, frequentation, iterance, tautology, recapitulation, reduplication, reuse

بازنوکنی (اسم)
renewal

تخصصی

[عمران و معماری] نوسازی
[ریاضیات] تجدید، تکرار
[آمار] تجدید

به انگلیسی

• act of renewing; state of being renewed
if there is a renewal of an activity, it starts again.
the renewal of a document such as a licence or a contract is an official extension of the time for which it remains valid.
urban renewal is the process of replacing or improving old buildings in an area near the centre of a town, in order to provide new housing and facilities.

پیشنهاد کاربران

نوسازی

تمدید ( مثلا تمدید اشتراک پولی در سایت )
تمدید، تکرار مثلا ( تمدید کردن قرارداد یک بازیکن با باشگاه )
نوشدگی
آغازِ دوباره
پوست اندازی_ نوشدگی
نوسازی

Renewal of this area is being carried out with financial aid from assistance administration U. S. Dept. of Housing and Urban Development
از سرگیری
تجدید
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما