remedial action
تخصصی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• اقدام اصلاحی
• اقدام درمانی / جبرانی
• عمل برای رفع مشکل
• اقدامات ترمیمی
🔸 مثال ها:
• "The company was forced to take remedial action after the safety violation was discovered. "
... [مشاهده متن کامل]
شرکت پس از کشف تخلف ایمنی، مجبور به انجام اقدامات اصلاحی شد.
• "Environmental agencies require remedial action for contaminated sites. "
سازمان های محیط زیست، اقدامات جبرانی برای مکان های آلوده را الزامی می دانند.
• "Students who fail the exam must attend remedial classes. "
دانش آموزانی که در امتحان مردود می شوند، باید در کلاس های جبرانی شرکت کنند.
• "The court ordered remedial action to compensate the victims. "
دادگاه دستور اقدامات جبرانی برای جبران خسارت قربانیان را صادر کرد.
• "We need to identify the root cause before we can take effective remedial action. "
قبل از انجام اقدام اصلاحی مؤثر، باید علت ریشه ای را شناسایی کنیم.
• اقدام اصلاحی
• اقدام درمانی / جبرانی
• عمل برای رفع مشکل
• اقدامات ترمیمی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
شرکت پس از کشف تخلف ایمنی، مجبور به انجام اقدامات اصلاحی شد.
سازمان های محیط زیست، اقدامات جبرانی برای مکان های آلوده را الزامی می دانند.
دانش آموزانی که در امتحان مردود می شوند، باید در کلاس های جبرانی شرکت کنند.
دادگاه دستور اقدامات جبرانی برای جبران خسارت قربانیان را صادر کرد.
قبل از انجام اقدام اصلاحی مؤثر، باید علت ریشه ای را شناسایی کنیم.
اقدامات پدافندی
اقدامات پیشگیرانه غیرفعال
اقدامات پیشگیرانه غیرفعال
remedial action ( مهندسی محیط زیست و انرژی )
واژه مصوب: اقدامات ترمیمی
تعریف: مجموعه فعالیت های مربوط به پاک سازی بلندمدت برای کاهش یا از بین بردن مواد خطرناک برای سلامت انسان یا مضر برای محیط زیست، شامل پاک سازی و زدایش و محدودسازی ( containment ) و جداسازی ( isolation ) و تصفیه و پایش
واژه مصوب: اقدامات ترمیمی
تعریف: مجموعه فعالیت های مربوط به پاک سازی بلندمدت برای کاهش یا از بین بردن مواد خطرناک برای سلامت انسان یا مضر برای محیط زیست، شامل پاک سازی و زدایش و محدودسازی ( containment ) و جداسازی ( isolation ) و تصفیه و پایش