remained


معنی: مانده
شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

مانده (صفت)
stale, tired, weary, residuary, forworn, remaining, fagged, remained, fatigued, worn-out

ارتباط محتوایی

معنی اصلیماندهمترادفمانده ( صفت ) stale, tired, weary, residuary, forworn, remaining, fagged, remained, fatigued, worn ...
معنی remained، مفهوم remained، تعریف remained، معرفی remained، remained چیست، remained یعنی چی، remained یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف r، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف r، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف r
کلمه بعدی: remained alive
اشتباه تایپی: قثئشهدثی
آوا: /رمایند/
عکس remained : در گوگل
معنی remained

پیشنهاد کاربران

باقی ماند
باقی ماندن
جا ماند
مانده

حاصل شده
اختیار کردن ( مثلاً : سکوت اختیار کرد )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما