remain bitter

پیشنهاد کاربران

معادل فارسی:
هنوز دلخور / خشمگین / ناراضی بودن؛ همچنان کینه یا رنجش داشتن
مثال ها:
He remained bitter about the way he was treated.
او همچنان از نحوه ای که با او رفتار شده بود، دلخور و ناراضی بود.
...
[مشاهده متن کامل]

She remains bitter toward her former employer.
او همچنان نسبت به کارفرمای سابقش کینه و رنجش دارد.
The UAE left Yemen in January but remains bitter at the role played by Saudi Arabia.
امارات در ژانویه از یمن خارج شد، اما همچنان از نقشی که عربستان سعودی ایفا کرد، دلخور و ناراضی است.