از ( دست ) کسی چیزی را گرفتن
او کلیدهای دوستش را ( از دستش ) گرفت چون او مست بود
... [مشاهده متن کامل]
معلم چاقوی جیبی او را گرفت
این کتاب ها سنگین به نظر می رسند. بگذارید بعضی از آنها را از شما بگیرم
شغل، پُست یا مقام کسی را از او گرفتن، مستعفی کردن