reemerge

شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: combined form of emerge.

جمله های نمونه

1. Deng retreated further from public view, only to re-emerge in early 1992 with his trip to the south.
[ترجمه ترگمان]دنگ از دیدگاه عمومی عقب نشینی کرد و تنها در اوایل سال ۱۹۹۲ همراه با سفر خود به جنوب دوباره پدیدار شد
[ترجمه گوگل]دنگ بیشتر از دید عمومی دید، تنها در اوایل سال 1992 با سفر خود به جنوب دوباره ظاهر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Thus a political dilemma has re-emerged.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، یک معضل سیاسی دوباره ظهور کرده است
[ترجمه گوگل]بنابراین یک معضل سیاسی دوباره ظهور کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In 199 when they re-emerged to give public addresses, they numbered 2
[ترجمه ترگمان]در ۱۹۹ مورد زمانی که آن ها برای ارائه آدرس های عمومی ظاهر شدند، شماره ۲ به شماره ۲ رسید
[ترجمه گوگل]در سال 199 هنگامی که آنها مجددا به ارائه آدرس های عمومی رسیدند، تعداد آنها 2 بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Health Typical Geminian nervousness re-emerges this week, but can be helped with a soothing massage and herbal remedies.
[ترجمه ترگمان]عصبانیت متداول در مورد بهداشت و درمان این هفته دوباره ظهور می کند، اما می تواند با ماساژ تسکین دهنده و داروهای گیاهی به شما کمک کند
[ترجمه گوگل]نگرانی معمولی جیمیین در این هفته دوباره ظاهر می شود، اما می تواند با ماساژ آرام بخش و درمان های گیاهی کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The cancer re-emerged in her groin within a year.
[ترجمه ترگمان]سرطان در مدت یک سال در ناحیه کشاله ران او ظاهر شد
[ترجمه گوگل]سرطان دوباره در کشاله ران در عرض یک سال ظاهر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. When he re-emerged he was ripping his shirt off - it was my shirt, too.
[ترجمه ترگمان]وقتی دوباره بیرون آمد، پیراهنش را پاره کرد - این پیراهن من هم بود
[ترجمه گوگل]وقتی او دوباره ظاهر شد، پیراهن او را پاره کرد - آن هم پیراهن من بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Nothing conclusive has been found and it seems only time will tell if the trouble re-emerges.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز قطعی پیدا نشده است و به نظر می رسد تنها زمان مشخص می کند که آیا مشکل دوباره پدیدار می شود یا خیر
[ترجمه گوگل]هیچ چیز قطعی پیدا نشده است و به نظر می رسد تنها زمان نشان می دهد که اگر مشکل دوباره ظاهر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This is a theme which will re-emerge when we consider acquired disorders of language in Chapter
[ترجمه ترگمان]این موضوعی است که بعد از بررسی اختلالات زبانی در فصل بعدی ظاهر خواهد شد
[ترجمه گوگل]این یک موضوع است که وقتی ما در نظر داریم اختلالات به دست آمده از زبان در فصل را در نظر بگیریم دوباره ظهور خواهیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Mr Pozsgay was simply fed up with playing second fiddle, a characteristic that was to re-emerge later.
[ترجمه ترگمان]آقای Pozsgay به سادگی از نواختن ویولون دوم تغذیه می کرد، یک ویژگی که بعدا دوباره ظهور کرد
[ترجمه گوگل]آقای Pozsgay به سادگی با بازی دوم کماندار، مشخصه ای بود که بعدا دوباره ظهور کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In the future, small farmers will re-emerge to provide the luxury items and the special foods that people enjoy.
[ترجمه ترگمان]در آینده، کشاورزان کوچک برای تهیه اقلام لوکس و غذاهای ویژه که مردم از آن لذت می برند، پدیدار خواهند شد
[ترجمه گوگل]در آینده کشاورزان کوچک دوباره ظاهر خواهند شد تا اقلام لوکس و غذاهای خاصی را که مردم از آنها لذت می برند، ارائه کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The stream is fascinating, disappearing from view from time to time, to re-emerge from beneath road or path in an ever delightful manner.
[ترجمه ترگمان]جریان آب، مسحور کننده است و گاه به گاه از نظر محو می شود، و از جاده یا راهی که تا به حال خوشایند است، از نظر ناپدید می شود
[ترجمه گوگل]جریان جذاب است، گاه به گاه از نظر ناپدید می شود، تا از طریق جاده یا مسیر دوباره ظاهر می شود به طوری که لذت بخش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. But the flat tax re-emerged overnight after Forbes won the Arizona primary.
[ترجمه ترگمان]اما پس از پیروزی فوربس در انتخابات اولیه ایالت آریزونا، این مالیات هموار تبدیل به یک شبه شد
[ترجمه گوگل]اما مالیات مسطح دوباره ظاهر شد یک شب پس از فوربز اولین آریزونا برنده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Basically, they were forerunners of the skinhead attitudes which re-emerged in the mid-seventies.
[ترجمه ترگمان]اساسا، آن ها پیشگامان گرایش های skinhead بودند که در اواسط دهه هفتاد از نو ظهور کردند
[ترجمه گوگل]اساسا، آنها پیشگامان نگرش پوسترها بودند که در اواسط دهه هفتاد دوباره ظهور کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. A week later he re-emerged sitting inside a glass case.
[ترجمه ترگمان]یک هفته بعد او دوباره درون یک جعبه شیشه ای نشست
[ترجمه گوگل]یک هفته بعد او دوباره ظاهر شد در داخل مورد شیشه ای نشسته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• emerge again, reappear, resurface

پیشنهاد کاربران

دوباره ظاهر شدن
ظاهر شدن:emerge
دوباره/از نو سربرآوردن
دوباره از سرگرفتن
نمایان شدن دوباره
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما