reduplication

/rɪˌdjuːplɪˈkeɪʃn̩//rɪˌdjuːplɪˈkeɪʃn̩/

معنی: تکرار
معانی دیگر: دوچندانی، دوبرابری، نسخه برداری، کپی سازی، دوبرابر کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of reduplicating or the state of being reduplicated.

(2) تعریف: that which has been reduplicated, esp. a word containing or formed by a reduplicated element, such as "so-so" and "tick-tock".

جمله های نمونه

1. It finds that there exist reduplication and non-reduplication in adjective, verb, noun, classifier, onomatopoetic, and no reduplication in numeral and adverb.
[ترجمه ترگمان]این یافته نشان می دهد که reduplication و non در صفت، فعل، اسم، طبقه بندی کننده، onomatopoetic وجود دارد، و هیچ گونه reduplication در ارقام و پرانتز وجود ندارد
[ترجمه گوگل]این یافته می کند که در ادعا، فعل، اسم، طبقه بندی، آنوماتوپتیک و مجادله در عبارات و عبارات وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Data reduplication is a process that looks for byte streams within files to identify similar files.
[ترجمه ترگمان]reduplication داده ها فرآیندی است که به دنبال جریان های بایتی در فایل های مختلف برای شناسایی فایل های مشابه است
[ترجمه گوگل]تکرار داده ها فرایندی است که جریان های بایت درون فایل ها را برای شناسایی فایل های مشابه جستجو می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This article talks about the translation of reduplication quantifiers in English noun phrases.
[ترجمه ترگمان]این مقاله در مورد ترجمه کمیت نماها reduplication در عبارات اسمی انگلیسی صحبت می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله در مورد ترجمه مترجمان کاهشی در عبارات اسم انگلیسی صحبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Notable features that reduplication of adjectives is different from that of other notional words are various categories of reduplication, abundant patterns and variety of the same origins.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های مهم این که reduplication صفت متفاوت از دیگر واژه های notional هستند، مقوله های مختلف reduplication، الگوهای متعدد و تنوع یک سان هستند
[ترجمه گوگل]ویژگی های قابل توجهی که مجددا از صفت ها متفاوت از سایر اصطلاحات ذاتی است، دسته های مختلف مجادله، الگوهای فراوان و انواع ریشه های مشابه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A2A2 can be further classified as reduplication of the original, the extended meaning and borrowed meanings.
[ترجمه ترگمان]A۲A۲ می تواند به عنوان reduplication از معانی اصلی، معنای بسط یافته و معانی قرضی طبقه بندی شود
[ترجمه گوگل]A2A2 را می توان بیشتر به عنوان تکرار از اصل، معنای گسترش و معانی قرض گرفته شده طبقه بندی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. New words can be created by attaching affixes onto a root word ( affixation ), formation of a compound word (composition), or repetition of words or portions of words (reduplication).
[ترجمه ترگمان]کلمات جدید را می توان با الحاق affixes به یک کلمه ریشه (affixation)، تشکیل ترکیب ترکیب (ترکیب)، یا تکرار کلمات یا بخش هایی از کلمات (reduplication)ایجاد کرد
[ترجمه گوگل]کلمات جدید را می توان با وصل کردن علامت ها به یک کلمه ریشه (affixation)، تشکیل یک کلمه ترکیب (ترکیب) یا تکرار کلمات یا بخش هایی از کلمات (reduplication) ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She was good at using reduplication and colloquial language to create the elegant, subtle, fresh and meaningful artistic style, which expresses her own feelings.
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل]او در استفاده از زبان قرآنی و زبان گفتار برای ایجاد سبک هنری ظریف، ظریف، تازه و معنادار بود که احساسات خود را بیان می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The extra meanings carried by reduplication can be summed up as grammatical meanings and emotional meanings.
[ترجمه ترگمان]معانی اضافی ارایه شده توسط reduplication را می توان به عنوان معانی دستوری و معانی عاطفی خلاصه کرد
[ترجمه گوگل]معانی فوق العاده ای که به وسیله تجدید مجدد انجام می شود می تواند به عنوان معانی دستوری و معانی احساسی خلاصه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In modern Chinese reiterative locution and reduplication are likely to be confused.
[ترجمه ترگمان]در چین مدرن، locution locution و reduplication به احتمال زیاد گیج می شوند
[ترجمه گوگل]احتمالا در چینی مدرن چینی و مجددا تکرار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Several factors that affect the reduplication of consequence are summarized.
[ترجمه ترگمان]عوامل متعددی که بر اهمیت نتایج تاثیر می گذارند به طور خلاصه بیان شده است
[ترجمه گوگل]عوامل متعددی که بر تکرار عواقب تاثیر می گذارد خلاصه می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The reduplication form AABB of bi-syllabic attributive adjectives is restricted not only by structural elements, but also by semantic ones.
[ترجمه ترگمان]شکل reduplication، AABB از صفات bi را تشکیل می دهد که نه تنها توسط عناصر ساختاری بلکه به وسیله عناصر معنایی محدود شده است
[ترجمه گوگل]شکل ردیف AABB از صفت های وابسته به دو سیلاب، نه تنها توسط عناصر ساختاری، بلکه همچنین به وسیله ی معنایی محدود می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Data reduplication can generally operate at the file, block, and even the bit level.
[ترجمه ترگمان]داده کاوی عموما می تواند در فایل، بلوک، و حتی سطح بیت کار کند
[ترجمه گوگل]به طور کلی، نسخه برداری داده ها عموما در فایل، بلوک و حتی سطح بیت عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The paper attempts to discuss the reduplication meaningformal, semantic, pragmatic aspects, and explains its historical source.
[ترجمه ترگمان]این مقاله تلاش می کند تا در مورد جنبه های reduplication، معنایی، pragmatic بحث کند و منبع تاریخی خود را توضیح دهد
[ترجمه گوگل]این مقاله تلاش می کند تا دربارۀ جنبه های معنایی، معنایی، عملی و باروری مجدد، و منبع تاریخی آن را توضیح دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The system did not have special rules to handle proper names and specific morphological structures such as reduplication and A-not-A construction.
[ترجمه ترگمان]این سیستم قوانین ویژه ای برای رسیدگی به نام های مناسب و ساختارهای مورفولوژیکی خاص مانند reduplication و A - نه ندارد
[ترجمه گوگل]این سیستم قوانینی خاص برای رسیدگی به نام های مناسب و ساختارهای خاص مورفولوژیکی مانند reduplication و ساخت A-not-a ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. This essay tries to discuss the dialectical relationship between the exact words and exact messages in poetry and forms of reduplication from rhetorical point of view.
[ترجمه ترگمان]این مقاله تلاش می کند تا در مورد رابطه دیالکتیکی بین کلمات دقیق و پیام های دقیق در شعر و اشکال of از نقطه نظر لفاظی بحث و تبادل نظر کند
[ترجمه گوگل]این مقاله تلاش می کند تا در مورد روابط دیالکتیکی بین کلمات دقیق و پیام های دقیق در شعر و اشکال تکرار از دیدگاه لفظی بحث کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تکرار (اسم)
practice, rehearsal, replication, reiteration, frequency, frequence, renewal, repeat, duplication, repetition, iteration, frequentation, iterance, tautology, recapitulation, reduplication, reuse

به انگلیسی

• act of copying, act of doubling; repetition, act of doing again

پیشنهاد کاربران

مضاعف سازی، دوگان سازی ( زبانشناسی )
فرایندی که طی آن تمام یا بخشی از یک واژه تکرار می شود.
مثال:ship - shape
کپی برداری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما