redouble

/riˈdəbl̩//rɪˈdʌbl̩/

معنی: افزودن، دو برابر کردن، دو چندان کردن
معانی دیگر: دو چندان کردن یا شدن، دوبرابر کردن یا شدن، مضاعف کردن، (صدا) منعکس کردن یا شدن، دارای پژواک کردن یا شدن، طنین افکن کردن یا شدن، خنیدن، دوباره تا کردن، توگذاشتن، (قدیمی) تکرار کردن، (دوباره از مسیر قبلی خود) برگشتن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: redoubles, redoubling, redoubled
(1) تعریف: to double or make twice as great; renew more vigorously; intensify.

- The army redoubled its efforts to take control of the bridge.
[ترجمه ترگمان] ارتش تلاش های خود برای کنترل پل را دو برابر کرد
[ترجمه گوگل] ارتش تلاش های خود را برای کنترل پل انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to go back over; double back over.

(3) تعریف: in bridge, to double (the double of an opponent).
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to be increased to twice the size, quantity, or intensity; double.

(2) تعریف: to turn backward; backtrack.

(3) تعریف: in bridge, to double an opponent's double.
اسم ( noun )
• : تعریف: in bridge, the act of doubling an opponent's double.

جمله های نمونه

1. we must redouble our efforts
باید کوشش های خود را دو چندان کنیم.

2. The government, he said, must redouble their efforts to beat crime.
[ترجمه ترگمان]او گفت که دولت باید تلاش های خود برای غلبه بر جرم را دو برابر کند
[ترجمه گوگل]او گفت، دولت باید تلاش های خود را برای شکست دادن جرم دو برابر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The president also called on nations to redouble their efforts to negotiate an international trade agreement.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور همچنین از کشورها خواست تا تلاش هایشان برای مذاکره درباره یک توافقنامه تجارت بین المللی را دو برابر کنند
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور همچنین از ملت ها خواست تا تلاش های خود را برای مذاکره در مورد توافقنامه تجارت بین المللی دو برابر کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The leading banks are expected to redouble their efforts to keep the value of the dollar down.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که بانک های پیشرو تلاش هایشان برای حفظ ارزش دلار را دو برابر کنند
[ترجمه گوگل]انتظار می رود بانک های پیشرو دو برابر تلاش های خود را برای حفظ ارزش دلار کاهش دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We redouble our efforts for Manhan's release.
[ترجمه ترگمان]ما تلاش های خود را برای انتشار Manhan دو برابر می کنیم
[ترجمه گوگل]ما تلاش های خود را برای آزادی منهن دو برابر می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We must redouble our efforts.
[ترجمه ترگمان]ما باید تلاش های خود را دو برابر کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید تلاش هایمان را دو برابر کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Some will redouble their commitment to nonsense, like Project Pat.
[ترجمه ترگمان]برخی بر تعهدات خود نسبت به مهملات، مانند پت پروژه، دو برابر خواهند کرد
[ترجمه گوگل]برخی از آنها تعهد خود را به بی معنی، مانند پروژه پت، دو برابر می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The air freshener can redouBle soft fragrance.
[ترجمه ترگمان]هوای آزاد می تواند رایحه ملایم را به همراه داشته باشد
[ترجمه گوگل]خوشبو کننده هوا می تواند رایحه عطر و طعم نرم بخورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This first defeat, however, only spurred leaders to redouble their propaganda and seek new allies.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این اولین شکست، تنها رهبران را تحریک کرد تا تبلیغات خود را دو برابر کنند و به دنبال متحدان جدید باشند
[ترجمه گوگل]با این حال، این شکست نخست، رهبران را تنها برای تبلیغ دوگانگی خود و جستجوی متحدان جدید تسریع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Three, we will redouble efforts to boost rural infrastructure development.
[ترجمه ترگمان]سه تن از ما تلاش ها برای افزایش توسعه زیرساخت روستایی را دو برابر خواهیم کرد
[ترجمه گوگل]سه، ما تلاش هایی را برای تقویت توسعه زیرساخت های روستایی دو برابر می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We hope that you should redouble your efforts in your sales pushing.
[ترجمه ترگمان]ما امیدواریم که شما باید تلاش های خود را در ادامه فروش دو برابر کنید
[ترجمه گوگل]ما امیدواریم که شما باید تلاش های خود را در فروش فروش خود تقسیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We will have to redouble our loving care of the saplings that have just been planted.
[ترجمه ترگمان]ما باید مراقبت loving نهال را که تازه کاشته شده اند را دو برابر کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید مراقبت عاشقانه خود را از گلدان هایی که تازه کاشته شده اند، دو برابر کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Redouble your efforts and not slacken off.
[ترجمه ترگمان]تلاش خودت را بکن و آن را شل نکن
[ترجمه گوگل]تلاش های خود را دو چندان کنید و از دست ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We must redouble our efforts to make up for the lost time.
[ترجمه ترگمان]ما باید تلاش های خود را برای جبران زمان از دست رفته دوبرابر کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید تلاش هایمان را برای به دست آوردن زمان از دست رفته دو برابر کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

افزودن (فعل)
inset, increase, adjoin, add, enhance, augment, append, eke, subjoin, aggrandize, amplify, put on, imp, preponderate, redouble

دو برابر کردن (فعل)
double, redouble, reduplicate

دو چندان کردن (فعل)
redouble

تخصصی

[ریاضیات] دو چندان کردن، دوباره تکرار کردن، دو چندان شدن

به انگلیسی

• double, increase two times, make twofold
if you redouble your efforts, you try much harder to achieve something.

پیشنهاد کاربران

مضاعف - تکرار کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما