red ball

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• پرونده فوق العاده حساس
• پرونده اولویت دار که تمام منابع روی آن متمرکز می شود
• پرونده رسانه ای که جلب توجه می کند
🔸 مثال ها:
The case quickly became a red ball after the reporter started asking questions.
...
[مشاهده متن کامل]

به محض اینکه خبرنگار شروع به سؤال کردن کرد، آن پرونده به یک پرونده فوق حساس تبدیل شد.
A police - involved shooting is by definition a red ball and requires every warm body.
تیراندازی با دخالت پلیس ذاتاً یک پرونده اولویت دار است و به تمام نیروهای انسانی نیاز دارد.

توپ قرمز