record keeping

/rəˈkɔːrdˈkiːpɪŋ//rɪˈkɔːdˈkiːpɪŋ/

نگهداری سوابق
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Like most institutions, record keeping, if not certification, is emphasised.
[ترجمه ترگمان]مانند بسیاری از موسسات، ثبت رکورد، در صورت عدم صدور گواهی نامه، تاکید شده است
[ترجمه گوگل]مانند بسیاری از موسسات، ضمانت نامه، اگر نه گواهینامه، تاکید شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. But personnel systems do not stop with record keeping and reporting.
[ترجمه ترگمان]اما سیستم های پرسنلی با نگهداری سوابق و گزارش دادن متوقف نمی شوند
[ترجمه گوگل]اما سیستم های پرسنلی با ثبت و ضبط گزارش متوقف نمی شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Process deliveries and applicable record keeping.
[ترجمه ترگمان]تحویل فرآیند و نگهداری سوابق قابل اجرا
[ترجمه گوگل]تحویل فرآیند و ضمانت قابل اجرا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Good record keeping is necessary both before and during the planning period.
[ترجمه ترگمان]نگهداری سوابق خوب هم قبل و هم در طول دوره برنامه ریزی لازم است
[ترجمه گوگل]رکورد خوب قبل و در طی دوره برنامه ریزی ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Reinforce your understanding of record keeping and reporting and search issues related to valuation allowances.
[ترجمه ترگمان]درک خود از سوابق ثبت و گزارش دهی و مسائل جستجو مربوط به مزایای ارزش گذاری را درک کنید
[ترجمه گوگل]تقویت درک خود را از ثبت و نگهداری و گزارش و مسائل جستجو مربوط به کمک هزینه ارزیابی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In short, WP aids document creation and record keeping.
[ترجمه ترگمان]به طور خلاصه، WP به ایجاد سند و نگهداری سوابق کمک می کند
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه، WP به ایجاد سند و ثبت ضبط کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Achieve daily paper works and record keeping.
[ترجمه ترگمان]رسیدن به کاره ای روزانه و نگهداری سوابق
[ترجمه گوگل]دستیابی به کارهای کاغذ روزانه و ضبط نگهداری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Telomerase interferes with this record keeping.
[ترجمه ترگمان]Telomerase با این رکورد تداخل داره
[ترجمه گوگل]تلومراز با این پروسه نگهداری می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Plagues have been recorded in human society since record keeping began.
[ترجمه ترگمان]Plagues از زمان آغاز ثبت رکورد در جامعه بشری ثبت شده است
[ترجمه گوگل]از زمان ثبت نام شروع شده، عصبانیت در جامعه انسانی ثبت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. If your business is larger it takes more organisation and record keeping to know what the magic formula is for each customer.
[ترجمه ترگمان]اگر کسب وکار شما بزرگ تر باشد، سازمان بیشتری به دست می آورد و ثبت می کند تا بداند فرمول جادویی برای هر مشتری چیست
[ترجمه گوگل]اگر کسب و کارتان بزرگتر باشد، سازماندهی بیشتر و ضمانت بیشتری لازم است تا بدانید که کدام فرمول جادویی برای هر مشتری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Only about one teacher in three had any kind of supervision in the matters of planning or record keeping.
[ترجمه ترگمان]تنها در مورد یک معلم در سه نفر هر نوع نظارت در موضوعات برنامه ریزی و یا نگهداری سوابق داشت
[ترجمه گوگل]فقط در مورد یک معلم در سه نوع نظارت در زمینه برنامه ریزی یا نگهداری ثبت شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The sustained rate of violence was real, not merely a reflection of a new awareness or better record keeping.
[ترجمه ترگمان]میزان ثابت خشونت واقعی بود، نه صرفا انعکاسی از آگاهی جدید و یا حفظ سابقه بهتر
[ترجمه گوگل]میزان پایدار خشونت واقعی بود، نه صرفا بازتاب آگاهی جدید و ثبت رکورد بهتر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In short, a spreadsheet can provide a workable method of record keeping.
[ترجمه ترگمان]به طور خلاصه، یک صفحه گسترده می تواند یک روش کار ساز برای نگهداری سوابق داشته باشد
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه، یک صفحه گسترده می تواند روش قابل قبولی برای نگهداری مدارک ارائه دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She also contributed to the improvement of hospital planning and record keeping.
[ترجمه ترگمان]او همچنین به بهبود برنامه ریزی بیمارستان و نگهداری سوابق کمک کرده است
[ترجمه گوگل]او همچنین به بهبود برنامه ریزی بیمارستان و نگهداری مدارس کمک کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[صنعت] حفظ سوابق، نگهداری سوابق
[حسابداری] دفترداری

معنی یا پیشنهاد شما