reconquer

بررسی کلمه

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
• : تعریف: combined form of conquer.

انگلیسی به انگلیسی

• conquer again, vanquish again, defeat again

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
دوباره فتح کردن؛ بازپس گرفتن؛ دوباره تسخیر کردن؛ بازگرداندن به سلطه؛ مجدداً تحت کنترل درآوردن
🔸 مثال ها:
• The army set out to reconquer the lost territory.
ارتش برای بازپس گیری قلمرو از دست رفته به راه افتاد.
...
[مشاهده متن کامل]

• The empire tried to reconquer its former colonies.
امپراتوری تلاش کرد مستعمرات پیشین خود را دوباره فتح کند.