recalibrate

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: combined form of calibrate.

- The measuring instruments have been recalibrated.
[ترجمه گوگل] ابزارهای اندازه گیری مجدد کالیبره شده اند
[ترجمه ترگمان] ابزارهای اندازه گیری از بین رفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• calibrate again; readjust; reverify the accuracy of a measuring instrument; redetermine or remark graduations; ascertain the caliber again

پیشنهاد کاربران

🔹 معانی و کاربردها:
معنای تحت اللفظی ( فنی ) :
تنظیم مجدد یک دستگاه یا ابزار اندازه گیری برای اطمینان از دقتش.
The technician recalibrated the scale.
تکنسین ترازو رو دوباره کالیبره کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

معنای استعاری ( رایج تر ) :
تغییر دادن رویکرد، انتظارات، یا استراتژی بر اساس شرایط جدید.
After the failure, we had to recalibrate our goals.
بعد از شکست، مجبور شدیم اهدافمون رو دوباره تنظیم کنیم.
I need to recalibrate my expectations for this project.
باید انتظاراتم رو برای این پروژه اصلاح کنم.
🔸 معادل های فارسی:
تنظیم مجدد کردن
اصلاح کردن
بازتنظیم کردن
هماهنگ کردن با شرایط جدید
🔸 نکته:
تو مکالمات روزمره، بیشتر به معنی تغییر دیدگاه یا برنامه بر اساس واقعیت های جدید استفاده می شه.

باز آرایی
باز چینی
پیکربندی مجدد
بازتنظیم کردن
You may want to recalibrate your expectations
بازنگری در سطح انتظارات و توقع ها
بازنگری
دوباره سنجیدن
بررسی مجدد
این فعل گذرا هستش ( transitive )
ترجمه صحیح: مجددا تنظیم کردن، مجددا طبق استاندارد درآوردن، مجددا استانداردسازی کردن
مجددا تنظیم شدن