🔸 معادل فارسی:
• ( فیزیکی – اصلی ) از پشت شانه کسی نگاه کردن ( به چیزی که می خواند یا می نویسد )
• ( اصطلاحی – فضولی ) فضولی کردن، در کار کسی فضولی کردن، از روی دست کسی نگاه کردن
• ( منفی – مزاحمت ) حریم خصوصی کسی را نقض کردن، تو چشم و گوش کسی رفتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( شکایت از فضولی )
I can't concentrate when someone is reading over my shoulder. Just let me work in peace!
وقتی کسی از پشت شانه من نگاه می کند نمی توانم تمرکز کنم. بگذارید با آرامش کارم را بکنم!
• ( فضولی در مترو )
The man on the subway was reading over my shoulder, so I turned off my phone screen.
آن مرد در مترو داشت از پشت شانه من نگاه می کرد، پس صفحه گوشی ام را خاموش کردم.
• ( خواهر یا برادر فضولی )
My sister always tries to read over my shoulder when I'm writing in my diary.
خواهرم همیشه وقتی در دفتر خاطراتم می نویسم سعی می کند از پشت شانه من نگاه کند.
• ( اداری – کنترل بیش از حد )
Having a manager who constantly reads over your shoulder is a sign of a toxic workplace.
داشتن مدیری که مدام از پشت شانه شما نگاه می کند نشانه محیط کاری سمی است.
• ( فیزیکی – اصلی ) از پشت شانه کسی نگاه کردن ( به چیزی که می خواند یا می نویسد )
• ( اصطلاحی – فضولی ) فضولی کردن، در کار کسی فضولی کردن، از روی دست کسی نگاه کردن
• ( منفی – مزاحمت ) حریم خصوصی کسی را نقض کردن، تو چشم و گوش کسی رفتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( شکایت از فضولی )
وقتی کسی از پشت شانه من نگاه می کند نمی توانم تمرکز کنم. بگذارید با آرامش کارم را بکنم!
• ( فضولی در مترو )
آن مرد در مترو داشت از پشت شانه من نگاه می کرد، پس صفحه گوشی ام را خاموش کردم.
• ( خواهر یا برادر فضولی )
خواهرم همیشه وقتی در دفتر خاطراتم می نویسم سعی می کند از پشت شانه من نگاه کند.
• ( اداری – کنترل بیش از حد )
داشتن مدیری که مدام از پشت شانه شما نگاه می کند نشانه محیط کاری سمی است.