read off

تخصصی

[ریاضیات] خواندن

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خواندن ( از روی یک لیست یا متن )
• ( در کاربرد روزمره ) با صدای بلند خواندن ( اعداد، نام ها، یا داده ها )
• ( در کاربرد فنی ) اندازه گیری یا ثبت کردن یک مقدار
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

The teacher read off the names of the students who passed the exam.
معلم اسامی دانش آموزانی که در امتحان قبول شده بودند را خواند.
He read off the measurements from the thermometer.
او اندازه گیری ها را از روی دماسنج خواند.
The announcer read off the winning lottery numbers.
گوینده اعداد برنده ی قرعه کشی را خواند.

استخراج کردن
قرائت کردن
خواندن ارقام یا عددی باصدای بلندبرای کسی جهت نوشتن