reabsorb

/ˌriəbˈzɔːrb//ˌriəbˈzɔːb/

معنی: باز در آشامیدن، دوباره مکیدن و جذب کردن
معانی دیگر: باز در اشامیدن
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Sugars are reabsorbed in the kidney.
[ترجمه گوگل]قندها در کلیه بازجذب می شوند
[ترجمه ترگمان]Sugars در کلیه محو شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Government expenditures can reabsorb these resources in the production of guided missiles, military aircraft, and new schools and highways.
[ترجمه گوگل]مخارج دولت می تواند این منابع را در تولید موشک های هدایت شونده، هواپیماهای نظامی و مدارس و بزرگراه های جدید جذب کند
[ترجمه ترگمان]هزینه های دولت می تواند این منابع را در تولید موشک های هدایت شونده، هواپیماهای نظامی، و مدارس و بزرگراه های جدید تقویت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The use of a Poultice Powder will help reabsorb stains out of stone, concrete and grout surfaces.
[ترجمه گوگل]استفاده از پودر ضماد به جذب مجدد لکه ها از سطوح سنگ، بتن و دوغاب کمک می کند
[ترجمه ترگمان]استفاده از پودر poultice به تمیز کردن لکه ها از سطوح سنگ، بتن و دوغاب زده کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Plants, soils and the oceans of Earth reabsorb the gas, but that takes a while.
[ترجمه گوگل]گیاهان، خاک ها و اقیانوس های زمین گاز را دوباره جذب می کنند، اما مدتی طول می کشد
[ترجمه ترگمان]گیاهان، خاک ها و اقیانوس های زمین به گاز فشار می اورند، اما این کار کمی طول می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Building huge air-capture plants to reabsorb the carbon dioxide produced by burning fossil fuels would be a perverse outcome.
[ترجمه گوگل]ساخت نیروگاه‌های بزرگ جذب هوا برای بازجذب دی‌اکسید کربن تولید شده از سوزاندن سوخت‌های فسیلی، نتیجه‌ای بد خواهد بود
[ترجمه ترگمان]ساخت نیروگاه های بزرگ برای جذب دی اکسید کربن تولید شده با سوزاندن سوخت های فسیلی، نتیجه انحرافی خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Alternatively, Russia could reabsorb Georgia into its orbit by weakening Tbilisi's economic independence and political sovereignty.
[ترجمه گوگل]از سوی دیگر، روسیه می‌تواند با تضعیف استقلال اقتصادی و حاکمیت سیاسی تفلیس، گرجستان را دوباره در مدار خود جذب کند
[ترجمه ترگمان]متناوبا، روسیه می تواند با تضعیف استقلال اقتصادی و حاکمیت سیاسی گرجستان، گرجستان را در مدار خود قرار دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The kidneys cannot reabsorb the excess glucose load, causing glycosuria, osmotic diuresis, thirst, and dehydration.
[ترجمه گوگل]کلیه ها نمی توانند بار اضافی گلوکز را دوباره جذب کنند و باعث گلیکوزوری، دیورز اسمزی، تشنگی و کم آبی بدن می شوند
[ترجمه ترگمان]کلیه ها نمی تواند فشار اضافی گلوکز را دفع کند و باعث glycosuria، diuresis اسمزی، تشنگی و dehydration شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The Tao is simply choosing to reabsorb these souls and clean up the cause with a team of the most experienced creators of all time.
[ترجمه گوگل]تائو به سادگی انتخاب می‌کند تا این روح‌ها را دوباره جذب کند و با تیمی از با تجربه‌ترین سازندگان تمام دوران، علت را پاک کند
[ترجمه ترگمان]تائو معتقد است که این جان ها را از بین می برد و علت آن را با تیمی از the experienced در تمام زمان ها تمیز می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The ECB will this week seek to reabsorb the equivalent amount of liquidity from the eurozone financial system in an attempt to "sterilise" any inflation impact.
[ترجمه گوگل]بانک مرکزی اروپا در این هفته به دنبال جذب مجدد مقدار معادل نقدینگی از سیستم مالی منطقه یورو در تلاش برای «بی‌ثبات کردن» هرگونه تأثیر تورم خواهد بود
[ترجمه ترگمان]بانک مرکزی اروپا در این هفته به دنبال کاهش مقدار معادل نقدینگی سیستم مالی منطقه یورو در تلاش برای \"عقیم کردن\" هر گونه تاثیر تورم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The moisture in the gel will be given off during the day and reabsorbed at night.
[ترجمه گوگل]رطوبت موجود در ژل در طول روز خارج شده و در شب دوباره جذب می شود
[ترجمه ترگمان]رطوبت در ژل در طول روز و reabsorbed در شب داده خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Under normal conditions, approximately 65 percent of salt and water is reabsorbed at this site.
[ترجمه گوگل]در شرایط عادی تقریباً 65 درصد نمک و آب در این محل بازجذب می شود
[ترجمه ترگمان]تحت شرایط عادی، حدود ۶۵ درصد نمک و آب در این محل مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Diarrhoea is characterised by a failure of the gut to reabsorb the majority of the fluid and ions from its lumen.
[ترجمه گوگل]اسهال با ناتوانی روده در بازجذب بیشتر مایع و یون ها از مجرای آن مشخص می شود
[ترجمه ترگمان]Diarrhoea با شکست شکم مشخص می شود تا اکثریت سیال و یون ها را از لومن جدا کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. More than 95% of the bile acids are then reabsorbed, the major portion by active uptake in the distal ileum.
[ترجمه گوگل]سپس بیش از 95 درصد از اسیدهای صفراوی دوباره جذب می شوند که بخش عمده آن با جذب فعال در ایلئوم دیستال است
[ترجمه ترگمان]پس از آن بیش از ۹۵ % از اسیده ای کیسه صفرا، بخش عمده ای از جذب فعال در the دور هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The aluminum salts in the antiperspirant help the body reabsorb the fluids in the bite, which will reduce the swelling and get rid of most of the itching.
[ترجمه گوگل]نمک های آلومینیوم موجود در ضد تعریق به بدن کمک می کند تا مایعات موجود در محل گزش را دوباره جذب کند، که تورم را کاهش می دهد و بیشتر خارش را از بین می برد
[ترجمه ترگمان]نمک های آلومینیوم در the به بدن کمک می کنند مایعات را گاز بگیرند، که باعث کاهش تورم و رهایی از بیشتر خارش می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. As factory closures gather pace, fears are growing of a mass exodus back to rural areas that could struggle to reabsorb the workers.
[ترجمه گوگل]با افزایش سرعت تعطیلی کارخانه ها، ترس از مهاجرت دسته جمعی به مناطق روستایی که ممکن است برای جذب مجدد کارگران با مشکل مواجه شود، افزایش می یابد
[ترجمه ترگمان]با رشد تعطیلی کارخانه، ترس از مهاجرت دسته جمعی به مناطق روستایی که ممکن است برای نجات کارگران تقلا کند، در حال افزایش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

باز در آشامیدن (فعل)
reabsorb

دوباره مکیدن و جذب کردن (فعل)
reabsorb

به انگلیسی

• absorb again, take in again

پیشنهاد کاربران

بازجذب
در فلسفه، اجرا و تئاتر:
جذب مجدد
دوباره جذب کردن
ساختن دوباره
شکل گیری مجدد

مثلاً ژان پل سارتر می گوید: واقعیت ذوب شده. . . و وقتی لمسش کنید، دوباره جذب می شود ( منظورش این است که واقعیت فرو ریخته، دوباره شکل می گیرد ) .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما