ravished

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• شیفته و واله
• مسحور و از خودبیخودشده
مثال:
He stood ravished by the sight of the sunset.
ایستاده بود و محو تماشای غروب، واله و شیدا شده بود.
In ancient tales, women were sometimes ravished by conquerors.
...
[مشاهده متن کامل]

در افسانه های باستانی، زنان گاه به توسط فاتحان ربوده می شدند.
The audience was ravished by her voice.
مخاطبان شیفته و محو صدای او شدند.

مورد سو استفاده قرار گرفتن
به بازی گرفته شدن