🔹 معادل فارسی
• آرامش کسی را برهم زدن
• عصبی کردن یا تحریک کردن کسی
• در محاوره: به هم ریختن، از کوره در بردن
- - -
## 🔹 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** کاری کردن که کسی ناراحت یا عصبانی شود تا واکنش نشان دهد.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* He likes to rattle cages to see who reacts.
او دوست دارد آرامش دیگران را برهم بزند تا ببیند چه کسی واکنش نشان می دهد.
2. ** ( سیاسی/رسانه ای – کاربردی ) :** ایجاد جنجال یا تحریک عمدی برای جلب توجه یا واکنش عمومی.
- *مثال:* The activist rattled cages with her bold statement.
فعال اجتماعی با بیانیه جسورانه اش جنجال به پا کرد.
- - -
## 🔹 مترادف ها
provoke – upset – stir the pot – ruffle feathers – annoy
- - -
## 🔹 مثال ها
• The journalist’s question rattled the minister’s cage.
سؤال خبرنگار آرامش وزیر را برهم زد.
• She rattled cages on social media with her controversial post.
او با پست جنجالی اش در شبکه های اجتماعی جنجال به پا کرد.
• Don’t rattle his cage before the exam.
قبل از امتحان آرامشش را به هم نزن.
• آرامش کسی را برهم زدن
• عصبی کردن یا تحریک کردن کسی
• در محاوره: به هم ریختن، از کوره در بردن
- - -
## 🔹 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** کاری کردن که کسی ناراحت یا عصبانی شود تا واکنش نشان دهد.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* He likes to rattle cages to see who reacts.
او دوست دارد آرامش دیگران را برهم بزند تا ببیند چه کسی واکنش نشان می دهد.
2. ** ( سیاسی/رسانه ای – کاربردی ) :** ایجاد جنجال یا تحریک عمدی برای جلب توجه یا واکنش عمومی.
- *مثال:* The activist rattled cages with her bold statement.
فعال اجتماعی با بیانیه جسورانه اش جنجال به پا کرد.
- - -
## 🔹 مترادف ها
- - -
## 🔹 مثال ها
سؤال خبرنگار آرامش وزیر را برهم زد.
او با پست جنجالی اش در شبکه های اجتماعی جنجال به پا کرد.
قبل از امتحان آرامشش را به هم نزن.