rash act

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
عمل عجولانه | اقدام نسنجیده | کار بی فکرانه | حرکت ناپخته | اقدام بی ملاحظه | کاری از روی هیجان | عمل شتاب زده
🔸 مثال ها:
• Quitting his job without another offer was a rash act.
...
[مشاهده متن کامل]

استعفا از شغلش بدون داشتن پیشنهاد دیگر، یک عمل عجولانه بود.
• The government's rash act escalated the crisis.
اقدام نسنجیده ی دولت بحران را تشدید کرد.
• She later regretted her rash act of sending the angry email.
او بعداً از کار بی فکرانه اش در فرستادن آن ایمیل خشمگین پشیمان شد.
• In a moment of anger, he committed a rash act.
در لحظه ای از خشم، مرتکب یک عمل عجولانه شد.
• Diplomats warned against any rash act that could trigger a war.
دیپلمات ها درباره ی هر اقدام نسنجیده ای که می تواند جنگی را برانگیزد هشدار دادند.