rare breed

انگلیسی به انگلیسی

• species that is uncommon

پیشنهاد کاربران

🔹 معادل فارسی: نژاد نایاب / جنس خاص / آدم کمیاب ( در زبان خودمونی: مثل تو دیگه پیدا نمی شه، تو یه چیز خاص، آدمیه که دیگه پیدا نمی شه )
🔹 مثال ها:
She's a rare breed—generous, humble, and fiercely intelligent. اون یه جنس کمیابه—بخشنده، فروتن، و باهوش به شدت!
...
[مشاهده متن کامل]

This vintage car is a rare breed. You don’t see these anymore. این ماشین کلاسیک یه نژاد خاصه—دیگه از اینا پیدا نمی شه.
Honest politicians are a rare breed these days. سیاست مدارای صادق این روزا خیلی کمیابن.
🔹 مترادف ها: one of a kind / unique / extraordinary / in a league of their own / hard to find

بسیار بی همتا ، بی بدیل ،
بی همزاد
نژاد کمیاب ، نژاد نادر
نادر ، کمیاب
انگشت شمار
منحصربفرد. غیرمعمول