rankle

/ˈræŋkl̩//ˈræŋkl̩/

معنی: چرک نشستن، چرک جمع کردن، جان گداز بودن، جانسوز بودن
معانی دیگر: دل چرکین شدن یا کردن، رنجاندن، رنجیدن، (دراصل) چرک کردن، متورم و سرخ کردن یاشدن، رنج دادن، عذاب دادن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: rankles, rankling, rankled
• : تعریف: to cause continual bother or resentment.
مشابه: annoy

- The argument still rankles, though it happened last month.
[ترجمه گوگل] این بحث همچنان ادامه دارد، اگرچه ماه گذشته اتفاق افتاد
[ترجمه ترگمان] بحث همچنان ادامه داشت، هرچند که ماه پیش اتفاق افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: ranklingly (adv.)
• : تعریف: to irritate; annoy.
مشابه: gall, needle, nettle, rasp

- She rankled me with her absurd questions.
[ترجمه گوگل] او با سؤالات پوچ خود مرا رتبه بندی کرد
[ترجمه ترگمان] او مرا با پرسش های پوچ خود عذاب می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The insult rankled in his mind.
[ترجمه گوگل]توهین در ذهنش نقش بست
[ترجمه ترگمان]این توهین بزرگی بود که او را عذاب می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The boil on my right arm rankled whenever I wrote.
[ترجمه گوگل]هر وقت می نوشتم، جوش دست راستم بهم می خورد
[ترجمه ترگمان]هر وقت که نوشتم، سوزش بازوی راستم را عذاب می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The insult still rankled in his mind.
[ترجمه گوگل]توهین هنوز در ذهنش موج می زد
[ترجمه ترگمان]این توهین هنوز در ذهنش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The only thing that rankles me is what she says about Ireland.
[ترجمه گوگل]تنها چیزی که من را متعجب می کند این است که او در مورد ایرلند می گوید
[ترجمه ترگمان]تنها چیزی که به من ربط داره اینه که اون در مورد ایرلند چی میگه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His decision to sell the land still rankled with her.
[ترجمه گوگل]تصمیم او برای فروش زمین همچنان با او همراه بود
[ترجمه ترگمان]تصمیم او برای فروش زمین هنوز با او عذاب آور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The injustices they did me rankled me for a long while.
[ترجمه گوگل]بی‌عدالتی‌هایی که در حق من کردند، برای مدتی طولانی من را تحت الشعاع قرار داد
[ترجمه ترگمان]The برای مدتی طولانی مرا عذاب می دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. What really rankles is the loss of the idea that these bodies are broadly representative of the communities they serve.
[ترجمه گوگل]چیزی که واقعاً باعث نگرانی می شود، از دست دادن این ایده است که این نهادها به طور گسترده نماینده جوامعی هستند که به آنها خدمت می کنند
[ترجمه ترگمان]آنچه واقعا rankles از دست دادن این ایده است که این ارگان ها به طور گسترده نماینده جوامعی هستند که خدمت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. His comments still rankled.
[ترجمه گوگل]نظرات او همچنان پررنگ بود
[ترجمه ترگمان]نظرات او هنوز عذاب اور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Her comments still rankled.
[ترجمه گوگل]نظرات او همچنان پررنگ بود
[ترجمه ترگمان]comments هنوز عذاب اور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But the question still rankles: Can a participating Olympic athlete be openly gay today?
[ترجمه گوگل]اما این سوال همچنان مطرح است: آیا یک ورزشکار شرکت کننده در المپیک امروز می تواند آشکارا همجنس گرا باشد؟
[ترجمه ترگمان]اما سوال همچنان ادامه دارد: آیا یک ورزش کار شرکت کننده در المپیک امروز می تواند به طور آشکار خوشحال باشد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It rankled him to be coerced into this game.
[ترجمه گوگل]این باعث شد که او به این بازی مجبور شود
[ترجمه ترگمان]این کار او را عذاب می داد که به این بازی وادارش کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Although such incidents rankled, the cutter crews' sense of humour soon surfaced to erase the bad memories.
[ترجمه گوگل]گرچه چنین حوادثی بسیار زیاد بود، اما حس شوخ طبعی خدمه کاتر به زودی ظاهر شد تا خاطرات بد را پاک کند
[ترجمه ترگمان]اگر چه چنین حوادثی عذاب اور بود، کارکنان نیشکر چین به زودی برای پاک کردن خاطرات بد به هوش آمدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Vice President Joe Biden says that while US statements about human rights may, as he put it, "rankle" some in China, it is an issue that still needs to be discussed.
[ترجمه گوگل]جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید که اگرچه اظهارات ایالات متحده در مورد حقوق بشر ممکن است، به قول او، برخی را در چین "مرتبط" کند، اما این موضوعی است که هنوز باید مورد بحث قرار گیرد
[ترجمه ترگمان]جو بایدن، معاون رئیس جمهور، می گوید در حالی که اظهارات آمریکا در مورد حقوق بشر ممکن است، همانگونه که او بیان کرد، \"rankle\" برخی در چین، مساله ای است که هنوز باید مورد بحث قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The costs continued to rankle with those who thought manned space flight a waste of money, and three decades spent stuck in low-Earth orbit never stopped frustrating those who wanted to go farther.
[ترجمه گوگل]هزینه ها برای کسانی که فکر می کردند پرواز فضایی سرنشین دار هدر دادن پول است ادامه یافت و سه دهه گیر افتادن در مدار پایین زمین هرگز از ناامیدی کسانی که می خواستند دورتر بروند متوقف نشد
[ترجمه ترگمان]این هزینه ها به rankle با کسانی که فکر می کردند پرواز فضایی را هدر می دهند ادامه پیدا می کند و سه دهه است که در مدار پایین زمین گیر افتاده اند و هرگز از ناامید کردن کسانی که می خواهند جلوتر بروند ناامید نمی شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چرک نشستن (فعل)
putrefy, suppurate, rankle

چرک جمع کردن (فعل)
rankle

جانگداز بودن (فعل)
rankle

جانسوز بودن (فعل)
rankle

به انگلیسی

• cause constant anger, persistently annoy or irritate
if something rankles, it makes you feel angry or bitter.

پیشنهاد کاربران

عصبانی کردن یا خون کسی را به جوش آوردن
احساسات را جریحه دار کردن
آزار دادن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما