rally round the flag

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• گردِ پرچم جمع شدن / متحد شدن در پشتِ پرچم
• همبستگیِ ملی در زمانِ بحران
• افزایشِ موقتِ حمایت از رهبر در بحران های خارجی
🔸 مثال ها:
"The president's approval bump is often explained by the public's tendency to rally round the flag during the early stages of a war. "
...
[مشاهده متن کامل]

جهشِ محبوبیتِ رئیس جمهور اغلب با تمایلِ مردم به همبستگیِ ملی در پشتِ پرچم در مراحلِ ابتداییِ جنگ توضیح داده میشود.
• "After the terrorist attacks, the nation rallied round the flag and supported the government's response. "
پس از حملاتِ تروریستی، ملت گردِ پرچم متحد شد و از واکنشِ دولت حمایت کرد.
• "Historically, presidents have enjoyed a temporary boost when the public rallies round the flag during international crises. "
از نظر تاریخی، رؤسای جمهور زمانی از افزایشِ موقتِ محبوبیت برخوردار شده اند که مردم در بحران هایِ بین المللی گردِ پرچم جمع شده اند.
• "The rally - round - the - flag effect usually fades as the conflict drags on and casualties rise. "
اثرِ همبستگیِ ملی معمولاً با طولانی شدنِ درگیری و افزایشِ تلفات، از بین میرود.
نکته: تفاوتِ آن با کلمات مشابه:
Patriotism: میهن دوستیِ پایدار و همیشگی.
Rally round the flag: واکنشِ موقتی و موقعیتی به یک بحرانِ خاص.
Unity: اتحادِ عمومی که میتواند پایدار یا موقتی باشد.

برانگیختن احساسات ملی
[علوم سیاسی] صف آرایی زیر پرچم