rally effect

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• اثرِ همبستگیِ ملی / پدیده ی گردِ پرچم جمع شدن
• افزایشِ موقتِ محبوبیتِ رهبر در بحران های خارجی
• جهشِ حمایتِ عمومی در پیِ تهدید یا درگیری
🔸 مثال ها:
"According to the survey data, Trump has not benefited from the typical rally effect that most presidents experience at the start of a war. "
...
[مشاهده متن کامل]

بر اساس داده های نظرسنجی، ترامپ از اثرِ همبستگیِ معمول که بیشترِ رؤسای جمهور در آغازِ جنگ تجربه میکنند، بهره ای نبرده است.
• "The rally effect gave President Bush a 35 - point approval bump after 9/11. "
اثرِ همبستگیِ ملی پس از ۱۱ سپتامبر، جهشِ ۳۵ درصدیِ محبوبیت را به رئیس جمهور بوش هدیه داد.
• "Historically, the rally effect is strongest in the first few weeks of a conflict and then fades. "
از نظر تاریخی، اثرِ همبستگی در چند هفته ی اولِ یک درگیری قوی ترین است و سپس از بین میرود.
• تفاوتِ آن با مفاهیمِ مشابه:
Rally round the flag: خودِ عملِ جمع شدنِ مردم در حمایت از رهبر.
Rally effect: نتیجه ی آماری و سیاسیِ آن عمل ( افزایشِ محبوبیت در نظرسنجی ها ) .
• این پدیده برای اولین بار توسطِ پروفسور "جان مولر" در کتابِ "War, Presidents, and Public Opinion" ( ۱۹۷۳ ) به صورتِ علمی مطالعه شد.