🔸 معادل فارسی:
• پول پارو کردن / پول درشت به جیب زدن
• کاسبی پررونق کردن / سود کلان بردن
• پول روی پول گذاشتن / ثروت اندوختن
• پول چاپ کردن / درآمد سرشار داشتن
🔸 مثال ها:
• The film raked in the cash at the box office.
... [مشاهده متن کامل]
آن فیلم در گیشه پول پارو کرد.
• Tech companies have been raking in the cash for years.
شرکت های فناوری سال هاست پول پارو می کنند.
• He raked in the cash from his endorsements.
او از قراردادهای تبلیغاتی اش پول کلانی به جیب زد.
• پول پارو کردن / پول درشت به جیب زدن
• کاسبی پررونق کردن / سود کلان بردن
• پول روی پول گذاشتن / ثروت اندوختن
• پول چاپ کردن / درآمد سرشار داشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن فیلم در گیشه پول پارو کرد.
شرکت های فناوری سال هاست پول پارو می کنند.
او از قراردادهای تبلیغاتی اش پول کلانی به جیب زد.