raft of

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مجموعه ای از / انبوهی از
• تعدادِ زیادی از ( چیزهایِ مشابه )
• ( در معنایِ غیررسمی ) دسته ای از / گروهی از
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The president signed a raft of executive orders aimed at circumventing congressional approval for the Iran deal. "
...
[مشاهده متن کامل]

( رئیس جمهور مجموعه ای از احکامِ اجرایی را برایِ دورزدنِ تأییدِ کنگره در موردِ توافقِ ایران امضا کرد. )
• ( اقتصاد ) "Iran's economy is facing a raft of challenges, including inflation, unemployment, and the devaluation of the rial. "
( اقتصادِ ایران با انبوهی از چالش ها روبرو است، از جملهِ تورم، بیکاری، و کاهشِ ارزشِ ریال. )
• ( بین الملل ) "The UN Security Council passed a raft of resolutions condemning the attacks on commercial ships in the Strait of Hormuz. "
( شورایِ امنیتِ سازمانِ ملل مجموعه ای از قطعنامه ها را برایِ محکوم کردنِ حملات به کشتی هایِ تجاری در تنگه ی هرمز تصویب کرد. )