radix

/radix//radix/

معنی: پایه، مبنا، منشاء، بیخ، سرچشمهاولیه، منبع اصلی
معانی دیگر: (گیاه) ریشه، رجوع شود به: radicle، (زبان شناسی) واج ریشه، ریشه ی لغت، منشا
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Based on the prime radix DFT and number theory, an algorithm using the second order recursive filter and the zero factor prime radix Fourier Transform (ZFT) is presented.
[ترجمه ترگمان]براساس DFT و نظریه اعداد، الگوریتمی با استفاده از فیلتر بازگشتی ردیف دوم و تبدیل فوریه ضریب صفر برای تبدیل فوریه (ZFT)ارائه می شود
[ترجمه گوگل]بر اساس DFT اولیه و نظریه اعداد، الگوریتم با استفاده از فیلتر بازگشتی دوم مرتبه و فاکتور صفر اولیه رادیوس تبدیل فوریه (ZFT) ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Methods Radix Angelicae Sinensis, Pericarpium Trichosanthis and Radix Notoginseng were identified by TLC, and the content of polysaccharides was determined by UV-spectro. photometry.
[ترجمه ترگمان]روش های Radix Angelicae sinensis، Pericarpium Trichosanthis و Radix Notoginseng توسط TLC مشخص شدند و محتوای of توسط UV - spectro تعیین شد photometry
[ترجمه گوگل]روش ها Radix Angelicae Sinensis، Pericarpium Trichosanthis و Radix Notogisengen توسط TLC شناسایی شدند و محتوای پلی ساکارید ها توسط طیف UV مشخص شد فوتومتری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Methods: Radix Astragali, Resina Draconis, Herba Epimedii in Ganzhixiao Mixture were identified by TLC.
[ترجمه ترگمان]روش ها: Radix Astragali، Resina Draconis، Herba Epimedii در Ganzhixiao Mixture توسط TLC مشخص شدند
[ترجمه گوگل]روش ها Radix Astragali، Resina Draconis، Herba Epemedii در ترکیب Ganzhixiao توسط TLC شناسایی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Objective: To study the senegenin content in Radix Polygalae from Shanxi.
[ترجمه ترگمان]هدف: مطالعه محتوای senegenin در Radix Polygalae از Shanxi
[ترجمه گوگل]هدف مطالعه محتوای سنگوینین در Radix Polygalae از شانشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Objective:To investigate and compare the prophylaxis effect of Radix Salviae Miltiorrhizae and pravastatin on steroid induced Avascular Necrosis of Femoral Head(SANFH).
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی و مقایسه اثر پیش گیری از Radix Salviae Miltiorrhizae و pravastatin در steroid induced Necrosis of هد (SANFH)
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی و مقایسه اثر پیشگیری رادیکال Salviae Miltiorrhizae و پرواستاتین بر روی نئوکروز عروق ناشی از استروئید سر فمورال (SANFH)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Methods Radix Ginseng, Ramulus Cinnamoml, Cortex Phellodendri Chinensis atractylodes were identified by TLC.
[ترجمه ترگمان]روش ها Radix Ginseng، Ramulus Cinnamoml، کورتکس Phellodendri Chinensis atractylodes توسط تی آل تی شناسایی شدند
[ترجمه گوگل]روشهای ژنتیک رادیکس جینسنگ، Ramulus Cinnamoml، Atractylodes Cortex Phellodendri Chinensis توسط TLC شناسایی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Objective : To explore the hemostasis mechanisms Radix Rubiae and Radix Rubiae.
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی مکانیسم hemostasis Radix و Radix Rubiae
[ترجمه گوگل]هدف: برای کشف مکانیزم های هموستازی Radix Rubiae و Radix Rubiae
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The radix sorting takes less time than comparisons and it makes use of the structure of the sorted elements.
[ترجمه ترگمان]مرتب سازی مبنایی زمان کمتری نسبت به مقایسه ها طول می کشد و از ساختار عناصر مرتب استفاده می کند
[ترجمه گوگل]مرتب سازی رادیکس زمان کمتری نسبت به مقایسه ها دارد و از ساختار عناصر مرتب شده استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. RESULTS:Imperatorin and other main coumarin compounds of Radix Angelicae dahuricae Dispensing Granules in the market could not be determined because of low content.
[ترجمه ترگمان]نتایج: Imperatorin و دیگر ترکیبات coumarin main Angelicae dahuricae Dispensing در بازار به دلیل محتوای کم تعیین نمی شود
[ترجمه گوگل]نتایج امپراتورین و سایر ترکیبات اصلی کومارین Radix Angelicae dahuricae غلظت گرانول ها در بازار نمی تواند به دلیل محتوای کم تعیین شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Result:Radix Rosa Laevigata alcohol extract prolonged not only the duration of tolerance to anoxia under normal pressures, but under th. . .
[ترجمه ترگمان]نتیجه: کاهش عصاره الکل در طول مدت تحمل، نه تنها مدت تحمل تحت فشار نرمال، بلکه در دوره بعد از آن را طولانی تر کرد
[ترجمه گوگل]نتیجه عصاره الکل Radix Rosa Laevigata مدت زمان طولانی تحمل به آنوکسیا را تحت فشار عادی طولانی مدت، اما کمتر از th
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Method:Radix Scutellari was fermented by Pleurotus ostreatus and by Aspergillus niger respectively, then the flavone components were detected by HPLC methods.
[ترجمه ترگمان]روش: Radix Scutellari توسط Pleurotus ostreatus و آسپرژیلوس niger تخمیر شد، سپس اجزای flavone با روش HPLC شناسایی شدند
[ترجمه گوگل]روش Radix Scutellari توسط Pleurotus ostreatus و به وسیله Aspergillus niger تخمیر شد و سپس با استفاده از روش HPLC اجزای فلانوئید شناسایی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. METHODS: Scrophularia ningpoensis, Menispermum dauricum, Radix et Rhizoma Glycyrrhizae in the granules were identified by TLC, and the content of linarin in Yanyan granules were determined by HPLC.
[ترجمه ترگمان]روش ها: scrophularia ningpoensis، Menispermum dauricum، Radix و Rhizoma Glycyrrhizae در دانه ها توسط TLC مشخص شدند و مقدار of در دانه های Yanyan با HPLC تعیین شدند
[ترجمه گوگل]روشها: Scrophularia وینووپنسیس، Menispermum dauricum، Radix et Rhizoma Glycyrrhizae در دانه ها با استفاده از TLC شناسایی شد و محتویات لینارین در گرانول های یانانی توسط HPLC تعیین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Objective To optimize the processing technology of Radix Achyranthis Bidentatae prepared with salt.
[ترجمه ترگمان]هدف بهینه سازی فن آوری پردازش of Achyranthis Bidentatae با نمک
[ترجمه گوگل]هدف برای بهینه سازی تکنولوژی پردازش رادیک Achyranthis Bidentatae با نمک آماده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Conclusion The water extract from Radix et Caulis Ilicis Asprellae has significant anti - inflammatory effects.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری عصاره آب از Radix و Caulis Ilicis Asprellae دارای اثرات ضد التهاب قابل توجهی است
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری عصاره آب از Radix et Caulis Ilicis Asprellae اثرات ضد التهاب قابل توجهی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پایه (اسم)
base, stand, stock, measure, leg, ground, pile, status, prop, mark, degree, grade, basis, stalk, root, stage, mount, rank, stratum, buttress, stanchion, foundation, bedrock, radix, fulcrum, headstock, outrigger, cantilever, sill, column, pillar, phase, footpath, fundament, groundsel, groundwork, mounting, pediment, principium, thallus

مبنا (اسم)
base, basis, foundation, radix

منشاء (اسم)
principle, beginning, source, origin, genesis, radix, origination, provenance, first cause, first principle, prime mover

بیخ (اسم)
butt, radix

سرچشمه اولیه (اسم)
radix

منبع اصلی (اسم)
radix

تخصصی

[کامپیوتر] پایه، مبنا . - مبنا، پایه - مبنای یک سیستم عددی، اعداد دودویی دارای مبنای 2 و اعداد دهدهی، مبنای 10 دارند.
[برق و الکترونیک] مبنا، ممیز
[زمین شناسی] ریشه - لنگرگاه دستیال ریشه مانند ستون یک لالدوش را گویند.
[ریاضیات] پایه، ریشه، پایگاه دستگاه عددی، مبنای شمارش

به انگلیسی

• number used as the base for a numerical system; source, origin (mathematics)

پیشنهاد کاربران

پایه، مبنا
مبنای یک سیستم عددی: مثلا اعداد دودویی ( باینری ) دارای مبنای 2 و اعداد دهدهی ( دسیمال ) ، مبنای 10 دارند.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما