radiogram

/ˈreɪdɪoʊɡræm//ˈreɪdɪəʊɡræm/

معنی: عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول، پیام رادیو تلگرافی، پیام رادیویی، پرتونگاره، عکس رادیویی
معانی دیگر: رجوع شود به: radiograph

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a message transmitted using radio signals or wireless telegraph.

(2) تعریف: an x-ray print; autoradiogram; radiograph.

جمله های نمونه

1. Conventional radiogram : 45 % images in grade A, 4 6 % in grade B, 2 % in grade C, and 2 % images condemned.
[ترجمه گوگل]رادیوگرافی معمولی: 45% تصاویر در گرید A، 4% 6 در درجه B، 2% در درجه C و 2% تصاویر محکوم شده اند
[ترجمه ترگمان]radiogram متعارف: ۴۵ % تصاویر در کلاس A، ۴ % در کلاس B، ۲ % در درجه سانتی گراد، و ۲ % از تصاویر محکوم شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You have a radiogram, have not you?
[ترجمه گوگل]رادیوگرافی دارید، نه؟
[ترجمه ترگمان]تو پیام پیام داری، نه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Would you play a record on the radiogram?
[ترجمه گوگل]آیا یک رکورد را روی رادیوگرام پخش می کنید؟
[ترجمه ترگمان]می شه توی پیام پیام پیام بذاری؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Do you mind turning down the radiogram a little?
[ترجمه گوگل]آیا مشکلی ندارید رادیوگرافی را کمی کم کنید؟
[ترجمه ترگمان]میشه پیام پیام رو کم کنی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Results: 9cases of major bronchopathy were proved to be correctly diagnosed by good tomography or high kilovoltage radiogram, the diagnostic accordance rate being 95%(95/100).
[ترجمه گوگل]یافته‌ها: 9 مورد برونکوپاتی ماژور با توموگرافی خوب یا رادیوگرافی با کیلوولتاژ بالا به درستی تشخیص داده شدند که میزان مطابقت تشخیصی 95% بود (95/100)
[ترجمه ترگمان]نتایج: ۹ مورد از bronchopathy اصلی تشخیص داده شده اند که به درستی توسط پرتونگاری خوب یا kilovoltage بالا تشخیص داده شدند، نرخ تشخیص بیماری ۹۵ % بود (۹۵ \/ ۹۵)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Its' radiant intension higher tenfold to hundredfold compare with the betatron, spending shorter time on radiogram. higher resolution rate. Hope stream to strong, spot to small commonly.
[ترجمه گوگل]شدت تابشی آن ده برابر تا صد برابر بیشتر از بتاترون است و زمان کوتاه تری را در رادیوگرافی صرف می کند نرخ وضوح بالاتر جریان امید به قوی، نقطه به کوچک معمولا
[ترجمه ترگمان]intension درخشان آن برابر برابر برابر برابر برابر برابر با the است و زمان کوتاه تر را در radiogram سپری می کند نرخ رزولوشن بالاتر جریان امید به قوی، نقطه به نقطه معمولا کوچک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. At 8 P . M. Bormann got out a radiogram to Doenitz.
[ترجمه گوگل]در ساعت 8 شب M Bormann رادیوگرافی را برای Doenitz دریافت کرد
[ترجمه ترگمان]در ساعت ۸ م bormann radiogram را به Doenitz برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول (اسم)
radiogram

پیام رادیو تلگرافی (اسم)
radiogram

پیام رادیویی (اسم)
radiogram

پرتونگاره (اسم)
radiogram, radiograph

عکس رادیویی (اسم)
radiogram, radiograph, radiophotograph

تخصصی

[عمران و معماری] پرتونگار
[برق و الکترونیک] رادیوگرام پیغام ارسال شده از رادیو.

انگلیسی به انگلیسی

• x-ray; device that is both a radio and a phonograph player in one unit; telegram, wired message
a radiogram is a piece of equipment consisting of a cabinet that contains a record-player and a radio. radiograms are now quite rare.

پیشنهاد کاربران

⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است )

⚫ واژه ی برنهاده: پَرتونِگام

⚫ نگارش به خط لاتین: Partonegām

⚫ آمیخته از: پرتو ( radio ) و �نِگام� ( gram )

...
[مشاهده متن کامل]

⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده های یک یا چندیِک از اینها اند:
فرهنگستان زبان و ادب، پارسی انجمن، بازدیسان پارسی، دکتر حیدری ملایری، دکتر حسابی، دکتر ادیب سلطانی

⚫ سایِن ها ( nuances ) را باهم جابجا نشناسیم.

بپرس