racoon

/rəˈkuːn//rəˈkuːn/

معنی: راکون
معانی دیگر: رجوع شود به: raccoon
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The racoons knock over the rubbish bins in search of food, and strew the contents all over the ground.
[ترجمه ترگمان]The سطل زباله را در جست و جوی خوراک می ریختند و هر all را روی زمین پاک می کردند
[ترجمه گوگل]راکوئل در جستجوی غذا بر روی سطل زباله افتاد و محتویات را در سرتاسر زمین قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The night before last we saw a racoon swaying mindlessly around at the side of the road under the influence of headlights.
[ترجمه ترگمان]شب قبل از آخرین باری که ما یک racoon را دیدیم که در کنار جاده زیر نور چراغ های جلوی اتومبیل حرکت می کرد
[ترجمه گوگل]شب قبل از آخرین ما شاهزاده ای را دیدیم که در کنار جاده تحت تأثیر چراغها بی حرکت و بی حرکت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Bitch racoon dog is bitten again chase after again, ruthless.
[ترجمه ترگمان]ماده سگ racoon دوباره تعقیب می شود و دوباره تعقیب می شود، بی رحما نه
[ترجمه گوگل]سگ راکون فاحشه دوباره مجبور به تعقیب دوباره، بی رحم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We released the racoon from our backyard!
[ترجمه ترگمان]ما the رو از حیاط پشتی رها کردیم!
[ترجمه گوگل]ما رازن را از حیاط خلوت ما منتشر کردیم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Wildlife Deer Wolf Eagle Racoon Cross . . .
[ترجمه ترگمان]عکس عقاب ولف از حیات وحش:
[ترجمه گوگل]Wildlife گوزن گرگ صلیب عقاب راکون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A racoon lies in a shady ditch to escape the hot sun at a zoo in Moscow.
[ترجمه ترگمان]در یک گودال پر سایه ای قرار داشت که از آفتاب سوزان در باغ وحش فرار کند
[ترجمه گوگل]یک رنک در یک ردیف سایه ای قرار دارد که از خورشید داغ در یک باغ وحش در مسکو فرار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Racoon dog and fox was tamed and dociled according to their ecological characters and behavior pattern so as to set up relative reflection.
[ترجمه ترگمان]سگ و روباه صفت با توجه به شخصیت اکولوژیکی و الگوی رفتاری آن ها اهلی شد تا بازتاب نسبی برقرار شود
[ترجمه گوگل]سگ راکون و روباه بر اساس شخصیت های اکولوژیکی و الگوی رفتاری آنها ترسیم شده و به طوری که بازتاب نسبی را تنظیم می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Racoon, what's a better tv show to practice Chinese? The vocabulary must be very easy.
[ترجمه ترگمان]racoon، برنامه تلویزیونی بهتر برای تمرین چینی چیه؟ کلمات باید خیلی آسان باشد
[ترجمه گوگل]راکون، یک نمایش تلویزیونی بهتر برای چینی شدن است؟ واژگان باید بسیار آسان باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Then, toward evening, he spotted a racoon high in a beech tree.
[ترجمه ترگمان]سپس به سمت غروب یک درخت racoon را دید که بالای یک درخت چنار نشسته بود
[ترجمه گوگل]سپس، به سوی شب، او یک رکن بزرگ در یک درخت راش را مشاهده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Racoon RJ says that over the hedge live greedy creatures called humans.
[ترجمه ترگمان]racoon می گوید که بر فراز پرچین، موجودات حریص به نام انسان ها زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]راکون RJ می گوید که بیش از حجاب زندگی می کنند مخلوقات حریص به نام انسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A boy brings a near-dead racoon to Seattle Grace in the hope they will be able to save it.
[ترجمه ترگمان]پسر یک پسر مرده را به سیاتل می اورد و امیدوار است که بتواند آن را نجات دهد
[ترجمه گوگل]یک پسر رنک نزدیک مرده به سیاتل گریس را امیدوار میکند که بتواند آن را ذخیره کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We were able to see American bald eagle, racoon, snow leopard, and a three-legged bear.
[ترجمه ترگمان]ما قادر بودیم که عقاب کچل، پلنگ برفی، پلنگ برفی و یک خرس سه پا را ببینیم
[ترجمه گوگل]ما توانستیم عقاب طلای امریکایی، رکورد، پلنگ برفی و یک خرس سه پا را ببینیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Canine distemper virus from samples of dead mink, fox, racoon dog and tiger from different areas was detected by RT-PCR technology.
[ترجمه ترگمان]virus Canine از نمونه های of مرده، روباه، سگ racoon و ببر از مناطق مختلف توسط تکنولوژی RT - PCR شناسایی شد
[ترجمه گوگل]با استفاده از فن آوری RT-PCR، ویروس پوسیدگی سگ از نمونه های سمور مرده، روباه، سگ نر و ببر از مناطق مختلف شناسایی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Just know later, so this " pure " be around " red fox racoon dog " simple kindness of cup whole nation of literary contest " pure ", this good understanding.
[ترجمه ترگمان]درست اطلاع داشته باشید، پس این \"خالص\" در حدود \"روباه قرمز\" و \"محبت ساده\" یک ملت از مسابقات ادبی \"خالص\"، این درک خوب است
[ترجمه گوگل]فقط بعدا می دانم، بنابراین این خالص در اطراف 'سگ راکون روباه قرمز'، مهربانی ساده جام ملت مسابقه ادبی 'خالص'، این درک خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

راکون (اسم)
raccoon, racoon

به انگلیسی

• raccoon, small nocturnal mammal with a black masklike stripe across the eyes and a ringed tail (native to north and central america)

معنی یا پیشنهاد شما