racking

/ˈrækɪŋ//ˈrækɪŋ/

عذاب دهنده، سخت
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. A racking cough convulsed her whole body.
[ترجمه ترگمان]یک سرفه وحشتناک تمام بدنش را به لرزه درآورد
[ترجمه گوگل]یک سرفه قفسه دار تمام بدن او را تشخیص داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I've been racking my brains to remember his name.
[ترجمه ترگمان]به مغزم فشار اوردم تا اسمش رو به یاد بیارم
[ترجمه گوگل]من مغزم را قفل کرده ام تا اسمش را به خاطر بسپارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Deep racking sobs shook his whole body.
[ترجمه ترگمان]هق هق نفس عمیق تمام بدنش را تکان داد
[ترجمه گوگل]طغیان دندانه دار عمیق تمام بدن خود را تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. All night I have been tossing and turning racking my brains to think what could have possessed the young man to kill himself.
[ترجمه ترگمان]تمام شب به این فکر افتاده بودم که چه چیزی ممکن است آن مرد جوان را بکشد و خود را بکشد
[ترجمه گوگل]تمام شب من از بین رفته بودم و مغزم را قفل می کردم تا فکر کنم چی می توانست جوان را به قتل برساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She was now shaking with long, racking sobs.
[ترجمه ترگمان]او حالا با هق هق طولانی و طولانی می لرزید
[ترجمه گوگل]او در حال حاضر با لرزیدن طولانی، لگد زدن تکان می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I've been racking my brains all day but I can't for the life of me remember her name.
[ترجمه ترگمان]تمام روز مغزم را سوراخ کرده ام، اما نمی توانم به خاطر زندگی کردن اسمش را به یاد بیاورم
[ترجمه گوگل]من تمام روز مغزم را قفل کرده ام اما نمی توانم زندگی خودم را به خاطر بسپارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Specialised lighting, racking systems and display units have all been installed.
[ترجمه ترگمان]سیستم های روشنایی، سیستم های racking و دستگاه های نمایش همگی نصب شده اند
[ترجمه گوگل]روشنایی های تخصصی، سیستم های قفسه بندی و واحد های صفحه نمایش نصب شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Which left Fabia racking her brains to think of how next best to get through to the woman.
[ترجمه ترگمان]خیلی زود به ذهن او خطور کرد که چگونه ممکن است برای رسیدن به آن زن به بهترین نحو ممکن به ذهن او نفوذ کند
[ترجمه گوگل]فابیا که فایا را ترک کرد، مغز او را محکم کرد تا فکر کند که چطور بهترین زن زن را انتخاب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The racking sobs didn't last long; she was too afraid that fitzAlan would recover and come after her.
[ترجمه ترگمان]گریه زیاد طول نکشید، او بیش از آن ترسیده بود که مبادا دوباره حالش خوب شود و به دنبالش بیاید
[ترجمه گوگل]طغیان قفسه ها طولانی نبود؛ او بیش از حد ترسید که fitzAlan بهبود می یابد و بعد از او می آیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The steel racking is used to support wall and roof cladding and is an integral part of the system.
[ترجمه ترگمان]از فولاد ضد زنگ برای حمایت از روکش دیوار و روکش سقف استفاده می شود و بخش جدایی ناپذیر از سیستم است
[ترجمه گوگل]قفسه فلزی برای حمایت از روکش های دیوار و سقف مورد استفاده قرار می گیرد و بخشی جدایی ناپذیر از سیستم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. They sat in silence, racking their brains for the name of the road.
[ترجمه ترگمان]در سکوت نشستند و به خاطر نام راه به مغز خود فشار آوردند
[ترجمه گوگل]آنها سکوت کردند، مغزهایشان را به نام جاده می گذاشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I waved back, racking my brains to remember who she was.
[ترجمه ترگمان]برایش دست تکان دادم، مغزم را فشار دادم تا به یاد بیاورم که او چه کسی بود
[ترجمه گوگل]من پشت سر گذاشتم، مغزم را قفل کردم تا یادم بماند که او چه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Some, such as Levi's and McDonald's, are racking up higher sales growth overseas than at home.
[ترجمه ترگمان]برخی از آن ها مانند لوی's و مک دونالد رشد فروش بالاتری در خارج از کشور دارند تا در خانه
[ترجمه گوگل]بعضی از آنها مانند Levi's و McDonald's، رشد فروش بیشتری را در خارج از کشور انجام می دهند تا در خانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. India while not racking up such an impressive score beat Japan 3-0.
[ترجمه ترگمان]هند در حالی که به چنین امتیاز چشمگیری دست نیافت، ژاپن را ۳ بر ۰ شکست داد
[ترجمه گوگل]هند در حالی که این مسابقه قابل توجهی نیست، ژاپن 3-0 را شکست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[عمران و معماری] لاریز - هسته گیر - آشغالگیری

به انگلیسی

• a racking pain or emotion is one which you feel very strongly.

پیشنهاد کاربران

racking ( حمل‏ونقل دریایی )
واژه مصوب: ریسمان همبندی
تعریف: ریسمانی که از آن برای همبندی دو طناب استفاده می کنند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما