racially

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. a racially mixed country
کشوری که از نظر نژادی همگون نیست.

2. to be racially prejudiced
دارای تعصب نژادی بودن

3. the city's neighborhoods were racially segregated
محله های شهر از نظر نژادی از هم سوا شده بودند.

4. We are both children of racially mixed marriages.
[ترجمه ترگمان]ما هر دو بچه نژاده ای مختلط هستیم
[ترجمه گوگل]ما هر دو بچه های ازدواج های مخلوط نژادی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Police believe the attack was racially motivated.
[ترجمه ترگمان]پلیس بر این باور است که این حمله از نظر نژادی انگیزه یافته است
[ترجمه گوگل]پلیس بر این باور است که حمله به انگیزه نژادی تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The perpetrators of racially motivated violence must be punished.
[ترجمه ترگمان]کسانی که از نظر نژادی انگیزه دارند باید مجازات شوند
[ترجمه گوگل]عاملان خشونت نژادی انگیزه باید مجازات شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They live in a racially mixed area.
[ترجمه ترگمان]آن ها در منطقه ای که از لحاظ نژادی پیچیده است زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]آنها در یک منطقه مخلوط نژادی زندگی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The attacks were not racially motivated.
[ترجمه ترگمان]این حملات چندان انگیزه نداشتند
[ترجمه گوگل]حملات به دلیل نژاد انگیزه نبودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Some landlords and landladies are racially prejudiced.
[ترجمه ترگمان]بعضی از مالکان و landladies از لحاظ نژادی متعصب هستند
[ترجمه گوگل]بعضی از صاحبخانه ها و خانه داران نژادپرستانه ای دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Few people will admit to being racially prejudiced.
[ترجمه ترگمان]کم تر کسی اعتراف می کند که از لحاظ روحی متعصب است
[ترجمه گوگل]تعداد کمی از مردم به دلیل نژادپرستانه به این امر اعتراف خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Racially motivated assaults on Asians are increasing.
[ترجمه ترگمان]حملات تحریک آمیزی به آسیایی در حال افزایش است
[ترجمه گوگل]حمله به انگیزه های نژادپرستانه در آسیا افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. This is a very mixed neighborhood, both racially and socially.
[ترجمه ترگمان]این محله خیلی شلوغ است، هم از لحاظ نژادی و هم از نظر اجتماعی
[ترجمه گوگل]این محله بسیار محصور است، هر دو نژادی و اجتماعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In a racially divided Boston after the advent of civil rights, the sisters are sent to a Black Power school.
[ترجمه ترگمان]به لحاظ نژادی، بوستون بعد از ظهور حقوق مدنی به یک مدرسه قدرت سیاه فرستاده می شود
[ترجمه گوگل]پس از ظهور حقوق مدنی در بوستون نژادپرستانه، خواهران به مدرسه نیروی سیاه فرستاده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Police are treating it as a racially motivated attack.
[ترجمه ترگمان]پلیس آن را به عنوان یک حمله با انگیزه نژادی تحت درمان قرار می دهد
[ترجمه گوگل]پلیس به عنوان یک حمله انگیزه نژادی رفتار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• from the standpoint of race

پیشنهاد کاربران

نژاد پرستانه
خصوصیات نژادی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما