race ahead

پیشنهاد کاربران

پیشرفت سریع داشتن در زمینه های مختلف
She raced ahead of the other students in math
🔸 مثال ها:
China has raced ahead in several areas of clean energy technology.
چین در چند حوزه فناوری انرژی پاک با سرعت زیادی پیش افتاده است.
The company raced ahead of its competitors by developing new products quickly.
...
[مشاهده متن کامل]

شرکت با توسعه سریع محصولات جدید از رقبای خود جلو افتاد.
She raced ahead of the other runners in the final lap.
او در دور پایانی با سرعت از سایر دوندگان پیش افتاد.
Some economies raced ahead while others struggled to recover.
برخی اقتصادها با سرعت پیشرفت کردند، در حالی که برخی دیگر برای بهبود تلاش می کردند.

پیشرفت کردن
Make good progress