rabies

/ˈreɪbiz//ˈreɪbiːz/

معنی: بیماری هاری، گزیدگی سگ هار
معانی دیگر: (پزشکی - دامپزشکی) هاری
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: an infectious viral disease of mammals usu. transmitted by the bite of an infected animal, causing inflammation of the central nervous system that results in violent and irrational behavior followed by death if not treated.

جمله های نمونه

1. His dogs were inoculated against rabies.
[ترجمه نیلوفر] سگ های او در مقابل بیماری هاری واکسینه شدند
|
[ترجمه ترگمان]سگ های او به هاری مبتلا شده بودند
[ترجمه گوگل]سگ های او در برابر هاری هضم شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Dogs, cats, foxes and bats can all carry rabies.
[ترجمه مهدی] سگ ها ، گربه ها ، روباه ها و خفاش ها همگی میتوانند حامل ( ناقل ) هاری باشند.
|
[ترجمه ترگمان]سگ ها، گربه ها، روباه ها و خفاش ها می توانند هاری را حمل کنند
[ترجمه گوگل]سگ ها، گربه ها، روباه ها و خفاش ها همه می توانند هاری را تحمل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The identification of rabies virus has saved many lives.
[ترجمه ترگمان]شناسایی ویروس هاری باعث نجات بسیاری از زندگی ها شده است
[ترجمه گوگل]شناسایی ویروس های هاری موجب نجات جان بسیاری از مردم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Dogs, cats and bats can all carry rabies.
[ترجمه ترگمان]سگ ها، گربه ها و خفاش ها می توانند هاری را حمل کنند
[ترجمه گوگل]سگ ها، گربه ها و خفاش ها همه می توانند هاری را تحمل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Animals with rabies often froth at the mouth.
[ترجمه ترگمان]حیوانات مبتلا به هاری، اغلب در دهان کف می زنند
[ترجمه گوگل]حیوانات با هاری اغلب در دهان کف می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The puppy, which may have rabies, is at a quarantine kennels.
[ترجمه ترگمان]توله سگ که ممکن است هاری داشته باشد در لانه قرنطینه است
[ترجمه گوگل]توله سگ، که ممکن است هاری، در لانه های قرنطینه قرار داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Read in studio A puppy which may have rabies is being held at a quarantine kennels in the region.
[ترجمه ترگمان]در استودیو یک توله سگ بگیرید که ممکن است هاری در یک لانه قرنطینه در منطقه دیده شود
[ترجمه گوگل]خواندن در استودیو یک توله سگ که ممکن است هاری باشد، در یک لانه قرنطینه در منطقه برگزار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The fuel behind the rabies terror may be the fear of local health officials.
[ترجمه ترگمان]ترس از ترس از هاری، ترس از مقامات بهداشتی محلی است
[ترجمه گوگل]سوخت پس از تروریسم هراس ممکن است ترس از مقامات بهداشت محلی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I had had my shots of gamma globulin, rabies vaccine and tetanus, and sometimes remembered to take my quinine.
[ترجمه ترگمان]من واکسن ضد گاما، واکسن هاری و کزاز و گاهی به یاد می اوردم که گنه گنه هام را بردارم
[ترجمه گوگل]من عکس های من از گاما گلوبولین، واکسن هاری و تانتانس داشتم، و گاهی اوقات به خاطر آوردن کینین من را داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We will not accept any weakening of our rabies prevention safeguards.
[ترجمه ترگمان]ما هیچ گونه تضعیف مراقبت های پیش گیری از هاری را قبول نمی کنیم
[ترجمه گوگل]ما هیچ تضعیفی از اقدامات پیشگیری از اذیت و آزار ما را قبول نخواهیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Not fear of rabies, that is, but of lost budgets: millions of dollars a year for rabies suppression programs.
[ترجمه ترگمان]ترس از هاری وجود ندارد بلکه بودجه از دست رفته: میلیون ها دلار در سال برای برنامه های بازدارندگی هاری
[ترجمه گوگل]از ترس از هاری، از آن است که، اما از بودجه های از دست رفته میلیون ها دلار در سال برای برنامه های سرکوب اذیت و آزار نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. And behind bars . . . puppy is seized in rabies scare.
[ترجمه ترگمان] و پشت میله های زندون واکسن هاری زده میشه
[ترجمه گوگل]و پشت میله ها توله سگ در ترس از هراس از دست رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Until recently, long-term, cost-effective methods to control rabies in free-ranging animals were not available.
[ترجمه ترگمان]تا همین اواخر روش های مقرون به صرفه و مقرون به صرفه برای کنترل هاری به صورت رایگان در دسترس نبودند
[ترجمه گوگل]تا همین اواخر، روش های درازمدت و مقرون به صرفه برای کنترل هاری در حیوانات آزاد در دسترس نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. However, recently, new animal rabies vaccines have been introduced that can be incorporated into edible baits.
[ترجمه ترگمان]با این حال، اخیرا واکسن های جدید هاری وارد شده اند که می توانند به عنوان طعمه به کار گرفته شوند
[ترجمه گوگل]با این حال، اخیرا، واکسن های جدید حشرات حشرات معرفی شده اند که می توانند در سواحل خوراکی گنجانیده شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. His patronage came about when people suffering from rabies were cured at his grave.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که مردم از هاری رنج می بردند، حمایت او از بیماری هاری آغاز می شد
[ترجمه گوگل]حامی او در مورد زمانی بود که مردم مبتلا به هاری، در گور خود درمان شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بیماری هاری (اسم)
rabies

گزیدگی سگ هار (اسم)
rabies

تخصصی

[بهداشت] هاری

به انگلیسی

• infectious fatal viral disease carried by animals (can be transmitted to humans)
rabies is a serious infectious disease which causes people and animals to go mad and die.

پیشنهاد کاربران

هاری

# an injection against rabies
# They have found a cure for rabies
# Dogs, cats and foxes can all carry rabies
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما