برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

runner

/ˈrənər/ /ˈrʌnə/

معنی: گردنده، ولگرد، دونده، گشتی، ریشه هوایی، افسر پلیس، اداره کننده شغلی
معانی دیگر: (به ویژه برای بانک یا آژانس فروش سهام) پادو، پیام رسان، پیک، قاچاقچی، ماشین چی، به کار اندازنده ی ماشین، متصدی موتور، (فرش) کناره، (در جوراب زنانه) نخ کش، دررفتگی، (گیاه شناسی) ساقه ی رونده، گیاه گسترنده، گیاه پیچنده (plant twining هم می گویند)، (مکانیک - نجاری و غیره) پایراهگاه، پایراهه، رایل، کفشک، (سورتمه و غیره) تیغه (به شکل دو اسکی که به جای چرخ به کار می رود)، (کفش اسکی روی یخ) تیغه، (حلقه ای که دورمیله یا چوب قرار دارد و در امتداد آن حرکت می کند و می توان چیزهایی را به آن وصل کرد مثل حلقه های چوب پرده) حلقه، طوق، (ناودانی که با آن فلز مذاب را به قالب می ریزند) لاوک، ناودانه، گدازه راه، راهگاه، سنگ رویی آسیا، روتاه، تغار، قرقره ی جنبا، ماسوره ی متحرک، فروشنده سیار

بررسی کلمه runner

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that runs, esp. in races.

(2) تعریف: one of the long, narrow strips of metal or other material on which a sled or sleigh glides.
مشابه: blade

(3) تعریف: a groove or support on which a drawer or the like slides or moves.

(4) تعریف: a long, narrow carpet or rug.

(5) تعریف: one engaged in smuggling such items as guns or drugs.

(6) تعریف: a part of a plant that grows along the ground and sends down roots.

(7) تعریف: in baseball, a player who is on base.

واژه runner در جمله های نمونه

1. our runner outdistanced his rival by ten meters
دونده‌ی ما ده متر از رقیب خود جلو بود.

2. the runner was one lap ahead of the others
دونده یک دور میدان از دیگران جلو بود.

3. a fleet-footed runner
دونده‌ی تندگام (آهو پای)

4. a long-distance runner
دونده‌ی دو استقامت

5. a long-distance runner
دونده‌ی مسابقات استقامت

6. a pinch runner
دونده‌ی جانشین

7. a speedy runner
یک دونده‌ی فرز

8. a swift runner
دونده‌ی تیزپا

9. the fastest runner in the world
سریع‌ترین دونده‌ی جهان

10. the first runner streaked to the finish line
دونده‌ی اول مثل برق به خط پایان مسابقه رسید.

11. the marathon runner dehydrated and fainted
دونده‌ی ماراتن دچار آب از دست دادگی شد و غش کرد.

12. the youngest runner emerged as the ultimate winner
جوانترین دونده به عنوان برنده‌ی نهایی سر برافراشت.

13. to time a runner
دونده را سرعت سنجی کردن

...

مترادف runner

گردنده (اسم)
wheeler , runner
ولگرد (اسم)
stray , loafer , blackguard , tramp , vagabond , hooligan , rambler , gangrene , footer , straggler , larrikin , roamer , runner , prowler , swinger
دونده (اسم)
runner
گشتی (اسم)
patrol , patrolman , runner
ریشه هوایی (اسم)
runner
افسر پلیس (اسم)
runner
اداره کننده شغلی (اسم)
runner

معنی عبارات مرتبط با runner به فارسی

(انگلیس) رجوع شود به: pole bean
(در مسابقه) نفر دوم، تیم دوم، دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
اندازه ی بهره ی، پایه ی درصد بهره ی پایه، میزان بهره ی پایه، (امریکا - بیس بال) هر یک از بازیکنان روی پایگاه یا کوشا برای رسیدن به پایگاه
(شخص یا کشتی) محاصره شکن، فرار کننده از لابلای نیروهای محاصره کننده، شخصی یا ناوی که از محاصره دشمن میگذرد
(مسابقه یا انتخابات و غیره - نفری که از دیگران جلو است) نفر جلو، پیشگام، پیشتاز
(جانور شناسی) فاخته ی دونده (geococcyx californianus - بومی ایالات متحده و مکزیک)
(گیاه شناسی) لوبیای بالارو، لوبیای گل، لوبیای زینتی، لوبیای قرمز (phaseolus coccineus - بومی نواحی استوایی آمریکا که گل های قرمز می دهد و دانه ی آن خوراکی است)، لوبیای اسپانیولی

معنی runner در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] چرخ دوار ، چرخشگر
[نساجی] ماشین بوبین پیچی از کلاف - نوعی پارچه توری
[ریاضیات] مجرای اصلی، پای راهگاه
[پلیمر] راهگاه
[زمین شناسی] نوار چرخ دوار
[زمین شناسی] محفظه نوار چرخ دوار
[زمین شناسی] آب بند نوار چرخ دوار
[زمین شناسی] حلقه دوار ، تسمه دوار
[زمین شناسی] مخروطی چرخ دوار
[زمین شناسی] تاج چرخ دوار
[زمین شناسی] صفحه چرخشی ، صفحه دوار
[زمین شناسی] پوشش چرخشگر ، پوشش چرخ محرک
[پلیمر] بی راهگاه
[زمین شناسی] مسیر جریان در پره های متحرک
[ریاضیات] راهگاه متوازن
[نفت] حفار
guide ru ...

معنی کلمه runner به انگلیسی

runner
• one who runs; candidate, competitor (in a race or election); messenger; smuggler; climbing plant; device on which a mechanism glides or moves; long narrow carpet; player on base (baseball)
• a runner is a person who runs, especially for sport or pleasure.
• a drugs runner or gun runner is someone who illegally takes drugs or guns into a country.
• runners are thin strips of wood or metal underneath something which help it to move smoothly.
runner bean
• runner beans are the long green pods of a climbing plant which are eaten as a vegetable.
runner up
• candidate, contestant; one who finishes second in a competition
• a runner-up is a person or team that finishes in second place in a race or competition. in some competitions, many people can be runners-up.
blade runner
• 1982 science fiction film starring harrison ford (directed by ridley scott)
front runner
• candidate with the greatest chance of success
• in a competition or contest, the front-runner is the person who seems most likely to win it.
gun runner
• a gun-runner is someone who takes or sends guns into a country secretly and illegally, especially so that the guns can be used by people who are opposed to the government.
pinch runner
• (baseball) player sent into a game as a substitute base runner
retro runner
• person who runs backwards for exercise
scarlet runner
• climbing bean plant having scarlet flowers and long flat green pods that have edible red seeds

runner را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی احمدپور
اجرا کننده
rasool
تقسیم کننده غذا (در رستوران بویژه در سالن مهمانی)، تنظیم گر غذا
فاطمه مصابرعباسي
كمان:

He trod with his toe upon the runner of the cane-backed rocking chair
با انگشتان پا روي كمان صندلي لق لقوي خيزراني مي زد( رگتايم ترجمه نجف دريابندري )
ebi
[در ترکیب]

-ران ، -باز
برای نمونه معنیِ kite runner میشود بادبادک‌ران یا بادبادک‌باز
Amirreza2000A
قاصد، پیام رسان، پیک
علی افکاری
تحصیل دار
حاجی
راهگاه تزریق
مریم
رانر. پارچه های درازی مثل سفره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی runner

کلمه : runner
املای فارسی : رانر
اشتباه تایپی : قعددثق
عکس runner : در گوگل

آیا معنی runner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )