برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1398 100 1

run out of


(موجودی چیزی را) به اتمام رساندن، دیگر نداشتن

بررسی کلمه run out of

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to use up the entire amount of.
مترادف: consume, eat, exhaust, finish, use up
مشابه: drain

واژه run out of در جمله های نمونه

1. They have run out of ideas.
[ترجمه Amin] ایده هایشان تمام شده است
|
[ترجمه ترگمان]آن‌ها از ایده‌ها بیرون کشیده شده‌اند
[ترجمه گوگل]آنها از ایده ها فرار کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fears that the world was about to run out of fuel proved groundless.
[ترجمه ترگمان]ترس از اینکه دنیا در حال خارج شدن از سوخت بوده‌است، بی‌اساس است
[ترجمه گوگل]ترس از اینکه جهان از سوخت خارج شود، بی اساس شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I have run out of patience with her.
[ترجمه Amin] صبرم با او تمام شده است|
[ترجمه ترگمان]من دیگر طاقتم طاق شده
[ترجمه گوگل]من با او صبر کردم
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه run out of به انگلیسی

run out of
• use up the supply, exhaust an inventory
run out of steam
• run out of power or energy, run out of fuel

run out of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Drsaraabd
تمام كردن
رضا
تمام کردن
امین برزگر
کم آوردن
امین حسن زاده
تمام کردن چیزی
To be running out of something
😊
به پایان رسیدن یا رساندن
هانیتا رضاییان
Have none left
به اتمام رسیدن🌹
سامان سلطانی
تمام شدن،به انتها رسیدن،خاتمه پیدا کردن
*!
یعنی به پایان رسیدن.تمام شدن برای...
Mehrab
.Finish your supply of sth

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی run out of
کلمه : run out of
املای فارسی : ران آوت اوف
اشتباه تایپی : قعد خعف خب
عکس run out of : در گوگل

آیا معنی run out of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )