run into someone

پیشنهاد کاربران

مواجه شدن، برخورد داشتن، دیدن، ملاقات کردن اتفاقی با کسی.
خیلی اتفاقی بعد از چند سال دوستم را در خیابان دیدم!
اتفاقی به کسی برخوردن
run / ran / run
. I kind of ran into him last night
دیشب اتفاقی دیدمش یا بهش برخوردم !
@لَنگویچ