برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1730 100 1
شبکه مترجمین ایران

rubber

/ˈrəbər/ /ˈrʌbə/

معنی: پاک کن، لاستیک، کائوچو، سوهان، رزین، ابریشمی یا کاپوت، لاستیکی
معانی دیگر: کش، (شخص یا اسباب) مالنده، مالشگر، ساینده، ماساژ دهنده، مشت و مال دهنده، مداد پاک کن، تخته پاک کن، دوره ی مسابقات، مالنده یاساینده

بررسی کلمه rubber

اسم ( noun )
(1) تعریف: a highly elastic solid made of dried and coagulated sap or latex from various tropical plants, esp. the rubber tree.

(2) تعریف: this substance chemically treated and modified, as by vulcanizing, and used in tires, erasers, electric insulation, elastic bands, and the like.

(3) تعریف: any of various synthetics resembling the natural substance or its products.

(4) تعریف: (usu. pl.) an overshoe made of rubber; galoshes.

(5) تعریف: in baseball, an oblong piece of rubber set in the pitcher's mound.

(6) تعریف: one who rubs or gives a rubdown.

(7) تعریف: (slang) a condom.
مشابه: safe

(8) تعریف: (chiefly British) an object, usu. made of rubber or felt, that is used to erase writing or marks; eraser.
صفت ( adjective )
مشتقات: rubberlike (adj.)
• : تعریف: made of or with rubber.
اسم ( noun )
(1) تعریف: a series of three or five games, as in bridge, played until one side wins a specific score or number of games.

(2) تعریف: a game played to break a tie.

واژه rubber در جمله های نمونه

1. rubber band
بند کشی

2. rubber band
نوار کش

3. rubber gloves
دستکش لاستیکی

4. rubber has more resilience than wood
کشسانی لاستیک از چوب بیشتر است.

5. rubber is elastic
لاستیک کشسان است.

6. rubber is resilient
لاستیک کشسان است.

7. rubber rings for sealing pickle jars
واشرهای حلقوی از لاستیک برای کیپ کردن شیشه‌های ترشی

8. rubber scrap
خرده لاستیک

9. rubber stamp
مهر لاستیکی

10. rubber stretches easily
لاستیک به آسانی کش می‌آید.

11. rubber that has lost its tone
لاستیک که کش‌پذیری خود را از دست داده است

12. a rubber plantation
درختستان کائوچو

13. chemical rubber
لاستیک مصنوعی

14. old rubber band loses its stretch
نوار کش کهنه کشسانی خود را از دست می‌دهد.

15. synthetic rubber
...

مترادف rubber

پاک کن (اسم)
brush , eraser , mop , wiper , rubber
لاستیک (اسم)
tire , rubber , caoutchouc , india rubber
کائوچو (اسم)
rubber , caoutchouc , india rubber , gutta-percha
سوهان (اسم)
file , rubber , rasp
رزین (اسم)
rubber , resin , resinate
ابریشمی یا کاپوت (اسم)
rubber
لاستیکی (صفت)
rubber

معنی عبارات مرتبط با rubber به فارسی

نوار لاستیکی، نوارکش، کش
سیمان نرم (که دارای لاستیک ولکانیزه است)، چسب کشدار
(امریکا - خودمانی) چک بی محل
(گیاه شناسی)، درخت کائوچو (hevea brasiliensis که از شیره ی سپید رنگ آن به نام latex لاستیک طبیعی می سازند)
(عامیانه) شخص یا اداره و غیره که بی مطالعه و بررسی چیزها را تصویب می کند یا مورد توافق قرار می دهد، صحه گذار، مهر لاستیکی، (خودمانی - بی بررسی و چون و چرا) مورد تصویب قراردادن، صحه گذاشتن، مهر لاستیکی زدن به، با مهر لاستیکی مهر کردن، تصدیق کردن
لاستیک سرد (که در حرارت های کم تولید می شود)
لاستیک کرپ، لاستیک موج دار (برای ته کفش)، کرپ، لاستیک تخت کفش
(لاستیک اسفنج مانند که در تشک و مبل و غیره به کار می رود) ابر، اسفنج، اسفنج لاستیکی، ابر حمام، ابرلاستیکی
لاستیک سخت، لاستیک سیاه (ابونیت ebonite هم می گویند)
کائوچو، لاستیک طبیعی، کائوچو، لاستیک، ساخته شده از لاستیک
(امریکا - خودمانی) اتومبیل را به سرعت به حرکت در آوردن
...

معنی rubber در دیکشنری تخصصی

rubber
[شیمی] لاستیک ، رزین ، کائوچو ، لاستیکى ، ابریشمى یا کاپوت ، مالنده یا ساینده
[عمران و معماری] لاستیک
[برق و الکترونیک] لاستیک
[فوتبال] لاستیک
[مهندسی گاز] لاستیک
[زمین شناسی] کایوچو - جسم جامد معمولا قابل ارتجاع که از ترشح شیرابه گیاهان گوناگون بدست آمده است
[نساجی] لاستیک ( کائو چوی ولکا نیزه شده )- کائوچو - تخته ماهوتی زیر غلتکهای کشش
[ریاضیات] کائوچو، لاستیک
[پلیمر] لاستیک
[زمین شناسی] تغییر شکل نقشه که طی آن نقشه منطبق یا تقریبا منطبق نقشه مرجع دیگر می شود. - الگوریتم تغییر شکل سبب ثبت نقاط کنترلی پراکنده روی نقشه می شود
[عمران و معماری] بالون لاستیکی
[کامپیوتر] قابلیتی ازCAD که به یک مولفه اجازه میدهد تا در طول صفحه نمایش بوسیله قلم الکترونیکی یا دستگاه ماوس به مکان مورد نظر کشیده شود
[عمران و معماری] لاستیک قیری
[نساجی] منجید ( لاستیک تقویت شده با کرباس )
[سینما] چسب لاستیک
[پلیمر] پوشش دهی لاستیکی
[پلیمر] مواد کشسان لاستیکی
[نساجی] لیف لاستیکی
rubber float ...

معنی کلمه rubber به انگلیسی

rubber
• caoutchouc, elastic material derived from of some tropical plants; synthetic material resembling caoutchouc; eraser; instrument for rubbing or scraping; series of card games; decisive game in a series of card games; condom (slang)
• coat with rubber, cover with rubber
• made from rubber, composed of elastic material, made from caoutchouc
• rubber is a strong, waterproof, elastic substance made from the sap of a tropical tree. it can also be produced chemically. rubber can be used for making products such as tyres and waterproof boots.
• a rubber is a small piece of rubber used for rubbing out writing.
rubber band
• rubber ring, malleable string made out of rubber, rubber strap
• a rubber band is a thin circle of rubber that you put around things to hold them together.
rubber boat
• watercraft made of rubber used mainly by diving crews
rubber bullet
• type of bullet made of hard rubber that is fired from guns to break up demonstrations
• a rubber bullet is a bullet made of a metal ball coated with rubber. it is intended to injure people rather than kill them, and is used by police or soldiers to control crowds during a riot.
rubber cement
• clear glue made of unvulcanized rubber in an organic solution (e.g. benzene)
rubber chicken circuit
• dinners held for the purpose of raising funds in which politicians are present; chicken which is unsavory and rubber-like served at these dinners
rubber dingey
• type of boat made out of rubber
rubber dinghy
• type of rubber boat
rubber glove
• rubbery glove used for household and indus ...

rubber را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش
پلاستیک
Mahshad
لاستیک
Maral
پاک کن
*---*
-rubber پاک کن می شود .
-اما eraser که این کلمه هم به معنی پاک کن می باشد،درست تر و کاربردی تر می باشد.
Ali
۱.کائوچو
۲.پلاستیک
Donya❤❤
Rubber boots:چکمه ی پلاستیکی
Matin
لاستیک
آرش اکبری
پاک کن در بریتیش : rubber
پاک کن در امریکن : eraser
Sepideh
کائوچو
Dana Ghaffari
ک ا ن د و م (در آمریکا)
لیلا نصیری
Robber سارق
تیرداد نواب
دست (در ورق بازی)
متین
ت.معماریش
لاستیک
Abolfazl Ehsani
1- پلاستیک - لاستیک - پلاستیکی - لاستیکی
2- مداد پاک کن - تخته پاک کن
3- (AmE) عامیانه: کاندوم
فرزاد
ب معنی پاک کننده میباشد.بیشتر روی قوطی های اسپری تمیز کننده دیده میشه.
موسی
به کائوچوی استخراجی از درختان(کائوچو) که به صورت ماده لاستیکی است نیز rubber می گویند.
Mehrana

rubber معانی زیادی داره:


۱-لاستیی
My watch has a rubber band
ساعتم بند لاستیکی دارد.

rubber gloves
دستکش های لاستیکی


۲-پلاستیکی
I have a little rubber ball
یه توپ پلاستیکی کوچولو دارم.

۳-پاک کن

Give back my rubber
پاک‌کنم را پس بده.

۴- تخته پاک کن

۵-کاندوم (BrE)
(AmE) condom

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی rubber

کلمه : rubber
املای فارسی : رابر
اشتباه تایپی : قعذذثق
عکس rubber : در گوگل

آیا معنی rubber مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )