برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

rootle


معنی: پوزه بخاک مالیدن
معانی دیگر: پوز بزمین زدن، زمین راباپوزکندن، برگرداندن

واژه rootle در جمله های نمونه

1. The black pigs rootled for filth.
[ترجمه ترگمان] خوک سیاه برای کثافت کار می کنه
[ترجمه گوگل]خوک های سیاه و سفید برای ربوده شدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Qiu Qijing's Great Migration Series is to rootle the basic status of human life from the standpoint and the angle of realism.
[ترجمه ترگمان]مجموعه مهاجرت بزرگ Qiu Qijing قرار است وضعیت اصلی زندگی انسان را از دیدگاه و زاویه رئالیسم بررسی کند
[ترجمه گوگل]سری مهاجرت بزرگ Qiu Qijing به ریشه در وضعیت اساسی زندگی انسان از منظر و زاویه واقع گرایی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Thousands of individuals undertake rootle to same individual from different approach, can harvest all information about a person very quickly.
[ترجمه ترگمان]هزاران نفر از افراد مختلف از رویکرد متفاوتی متعهد می‌شوند و می‌توانند همه اطلاعات را در مورد یک فرد بسیار سریع برداشت کنند
[ترجمه گوگل]هزاران نفر از روانکاوی به یک فرد از رویکرد متفاوت می گیرند، می توانند تمام اطلاعات مربوط به یک فرد را بسیار سریع برداشت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. People believe that pigs are dirty animals because ...

مترادف rootle

پوزه بخاک مالیدن (فعل)
root , nuzzle , rootle

rootle را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rootle

کلمه : rootle
املای فارسی : روتل
اشتباه تایپی : قخخفمث
عکس rootle : در گوگل

آیا معنی rootle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )