برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1403 100 1

rooms

واژه rooms در جمله های نمونه

1. rooms and meals at the lowest tariffs in town
اتاق (هتل) و خوراک به نازل‌ترین قیمت در شهر

2. intercommunicating rooms
اتاق‌های تودرتو

3. the rooms are light and airy
اتاق‌ها پر نور و دلباز هستند.

4. all the rooms open onto a long hall
همه‌ی اتاق‌ها به سر سرای درازی راه دارند.

5. opulently furnished rooms
اتاق‌های آراسته به تجملات

6. small windowless rooms tend to smother me
اتاق‌های کوچک و بی پنجره دل مرا می‌گیرند.

7. the bellboy rooms the guests at the hotel
پیشخدمت مهمانان هتل را به اتاقشان راهنمایی می‌کند.

8. after the party, the rooms were full of litter
بعد از مهمانی اتاق‌ها پر از آشغال بود.

9. she let him the rooms at once
او فورا اتاق‌ها را به او اجاره داد.

10. the house has three rooms downstairs and four rooms upstairs
منزل در طبقه‌ی پایین سه اتاق و در طبقه‌ی بالا چهار اتاق دارد.

11. this house has four rooms
این خانه چهار اتاق دارد.

12. for norooz we must reserve rooms now
از حالا باید برای نوروز اتاق پیش ...

معنی کلمه rooms به انگلیسی

rooms
• accommodations; lodgings

rooms را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی rooms مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )