برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

rookie

/ˈrʊki/ /ˈrʊki/

معنی: تازه کار
معانی دیگر: (خودمانی)، سرباز ناشی، نوسرباز

بررسی کلمه rookie

اسم ( noun )
(1) تعریف: a beginner, esp. a professional athlete in his or her first season on a team.
مشابه: novice

(2) تعریف: an untrained or inexperienced member of a group such as a military or police unit.
مشابه: novice

واژه rookie در جمله های نمونه

1. These rookie cops don't know anything yet.
[ترجمه ترگمان]این پلیس‌های تازه‌کار هنوز چیزی نمیدونن
[ترجمه گوگل]این پلیس تازه کار هنوز چیزی را نمی داند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I don't want to have another rookie to train.
[ترجمه ترگمان]نمی‌خوام یه تازه‌کار دیگه برای آموزش دادن داشته باشم
[ترجمه گوگل]من نمیخواهم یک تازه کار دیگر برای آموزش ببینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Smoltz will face Marlins rookie Tony Saunders, making his postseason debut.
[ترجمه ترگمان]Smoltz با \"تونی ساندرز\" (تونی ساندرز)که اولین کار خود را انجام می‌دهد، روبرو خواهد شد
[ترجمه گوگل]Smoltz با تونی سوندرز، تنیس مارلینز روبرو خواهد شد، و اولین پست پیاچپی اوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Coming into the game, the third-string rookie running back had run for only 90 yards on 31 carries.
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد بازی شدیم، سومین - که در حال فرار بود فقط ۹۰ متر در حال دویدن بود
[ترجمه گوگل]در حال ورود به بازی، رکورد سومین رشته ای که در ...

مترادف rookie

تازه کار (اسم)
beginner , novice , tyro , freshman , tiro , novitiate , noviciate , rookie , debutant , ham , jackleg , colt , tenderfoot

معنی کلمه rookie به انگلیسی

rookie
• novice, beginner; newly-enlisted soldier; sports player in his first season in a professional sports league
• a rookie is a new recruit without much experience, especially a recruit in the army or police force; used in informal american english.
like a rookie
• like a novice, like someone who is inexperienced

rookie را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پیام
ناشیانه
سید محمد رضائی موسوی
تازه کار،تازه وارد
کسری کریمیان
تازه کار
فرشته عاج
در زبان فارسی عامیانه معمولا از واژه ی صفرکیلومتر استفاده می کنیم. دقت کنید که این کلمه صفت نیست بلکه اسم است و قابل شمارش.
کارن
بازیکنی که اولین فصل حضورش در یک لیگ رو تجربه میکنه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی rookie

کلمه : rookie
املای فارسی : روکی
اشتباه تایپی : قخخنهث
عکس rookie : در گوگل

آیا معنی rookie مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )