برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

rogue

/roʊɡ/ /rəʊɡ/

معنی: اسب چموش، سیاه بند، رند، بذله گو، قاپ، قلاش، قاپنده، ادم دغل، حیوان عظیم الجثه سرکش، ناقلا، گول زدن، از علف هرزه پاک کردن، رذالت و پستی نشان دادن، هرس کردن
معانی دیگر: عیاش، شوخ، خوشگذران، (فیل و غیره) تکرو و سبع، (قدیمی) گدای سیار، ولگرد، خانه به دوش، رذل، بی شرف، ناکس، فرومایه، پست فطرت، بد ذات، فرومایگی کردن، بد ذاتی کردن، (زیست شناسی) گیاه نابهنجار، نابروال، نااستانده، (گیاهان نابهنجار را) ریشه کن کردن، متجاسر

بررسی کلمه rogue

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who is dishonest or malicious; scoundrel.
مترادف: blackguard, cheat, cur, fraud, knave, miscreant, rascal, scapegrace, scoundrel, swindler, villain
مشابه: wretch

- That rogue would cheat even his best friend.
[ترجمه ترگمان] این روگ حتی بهترین دوستش رو فریب می ده
[ترجمه گوگل] این سرکش هم حتی بهترین دوستش را تقلب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Her fianc� turned out to be a rogue who cared only for her money.
[ترجمه ترگمان] نامزدش به یک یاغی تبدیل شد که فقط به پول او اهمیت می‌داد
[ترجمه گوگل] ناخودآگاه او معلوم شد که یک سرکش است که فقط برای پولش مراقبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: one who is mischievous or naughty; scamp or prankster.
مترادف: prankster, rascal, scamp, trickster
مشابه: devil

- He loved being a rogue, always playing tricks on people.
[ترجمه ترگمان] اون دوست داشت یه روگ باشه، همیشه با مردم بازی می‌کرد
[ترجمه گوگل] او دوست داشت که یک سرکش باشد، همیشه ترفندها را در مورد مردم بازی کند
...

واژه rogue در جمله های نمونه

1. a rogue elephant
فیل سرکش

2. a rogue state
کشور یا دولتی که قوانین و عرف بین‌الملل را زیر پا می‌گذارد،کشور خطاکار

3. a cutthroat rogue
رذل گلوبر

4. his father is a good-natured rogue
پدرش آدم شوخ و خوش قلبی است.

5. "Come here, you little rogue!" chuckled my uncle.
[ترجمه ترگمان]بیا اینجا یاغی کوچولو عمویم با دهان بسته خندید
[ترجمه گوگل]'بیا اینجا، شما کوچک سرکش!' عمه من زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Mr Ward wasn't a rogue at all.
[ترجمه ترگمان]اقای وورد اصلا یاغی نبود
[ترجمه گوگل]آقای Ward در همه چیز سرکش نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The rogue blew upon the scheme and so betrayed his partner to the police.
[ترجمه ترگمان]روگ نقشه را فوت کرد و به همین دلیل هم‌کار خود را به پلیس لو داد
[ترجمه گوگل]سرکش بر روی طرح منفجر شد و همسرش را به پلیس خیانت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنوی ...

مترادف rogue

اسب چموش (اسم)
bolter , rogue
سیاه بند (اسم)
sharp , cheat , swindler , rogue , faker , lurcher , rapscallion , ratbag
رند (اسم)
rogue , city slicker , knave
بذله گو (اسم)
rogue , farceur , gagger , joker , humorist , gagman , gangster , humourist
قاپ (اسم)
knucklebone , rogue
قلاش (اسم)
rogue
قاپنده (اسم)
rogue , snatcher
ادم دغل (اسم)
rogue
حیوان عظیم الجثه سرکش (اسم)
rogue
ناقلا (اسم)
rogue , limmer
گول زدن (فعل)
renege , con , fool , cheat , gyp , hustle , dodge , rig , bamboozle , outwit , deceive , defraud , dupe , cajole , hoax , gouge , befool , beguile , entrap , gull , gum , hocus , rogue , gaff , swindle , thimblerig , chouse , jockey , finagle , fob , wheedle
از علف هرزه پاک کردن (فعل)
rogue
رذالت و پستی نشان دادن (فعل)
rogue
هرس کردن (فعل)
lop , rogue , pollard , prune

معنی کلمه rogue به انگلیسی

rogue
• rascal, scoundrel, dishonest person, villain
• a rogue is a man who behaves in a dishonest way.

rogue را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

rose
to go rouge
خودرای شدن، سرکش شدن
ستاره عالمی
قلدرانه
علیرضا انگوتی
پریشان- ژولیده
رئوفی
بذله گو.ناقلا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rogue
کلمه : rogue
املای فارسی : رگو
اشتباه تایپی : قخلعث
عکس rogue : در گوگل

آیا معنی rogue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )