برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1438 100 1

robot

/ˈroʊbɑːt/ /ˈrəʊbɒt/

معنی: دستگاه خودکار، ادم مکانیکی، ادمک، ادممصنوعی، ادم ماشینی
معانی دیگر: آدمی که بی فکر و از روی عادت کار می کند، روبات وار، آدم ماشین وار، آدم واره، آدمک، روبوت

بررسی کلمه robot

اسم ( noun )
مشتقات: robotic (adj.), robotlike (adj.)
(1) تعریف: a mechanical device, esp. one controlled electronically, that can perform physical tasks of a human being, often used in industrial assembly or the like.
مشابه: automaton

- Robots are often used in factories to accomplish extremely repetitive tasks.
[ترجمه ترگمان] ربات‌ها اغلب در کارخانه‌ها برای انجام کاره‌ای بی‌نهایت تکراری استفاده می‌شوند
[ترجمه گوگل] روبات ها اغلب در کارخانه ها برای انجام وظایف بسیار تکراری استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Some people fear that robots will replace humans in too many jobs.
[ترجمه ترگمان] برخی از مردم می‌ترسند که ربات‌ها در بسیاری از مشاغل جایگزین انسان‌ها شوند
[ترجمه گوگل] بعضی از مردم می ترسند که روبات ها انسان ها را در شغل های زیادی جایگزین کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a person who moves or acts mechanically, without thought or feeling.
مشابه: automaton, machine

- I think I've lost all creativity at work and simply become a robot.
[ترجمه ترگمان] من فکر می‌کنم ...

واژه robot در جمله های نمونه

1. the jerky movements of a robot
حرکات تکانه دار آدمک ماشینی

2. they are trying to make a new, far-out kind of robot for space travel
آنان سعی می‌کنند نوعی‌آدمک تازه و پیشرفته برای مسافرت‌های فضایی بسازند.

3. The robot has a big and rounded head.
[ترجمه ترگمان]این ربات یک سر بزرگ و گرد دارد
[ترجمه گوگل]ربات یک سر بزرگ و دور دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They built a robot capable of understanding spoken commands.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها یک روبات ساختند که قادر به درک دستورها گفتاری بود
[ترجمه گوگل]آنها یک روبات قادر به درک دستورات سخن گفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The robot is a marvel of modern engineering.
[ترجمه ترگمان]این ربات یک اعجاز مهندسی مدرن است
[ترجمه گوگل]ربات شگفت انگیز از مهندسی مدرن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The invention of the industrial robot is credited to the company.
...

مترادف robot

دستگاه خودکار (اسم)
robot
ادم مکانیکی (اسم)
automaton , robot
ادمک (اسم)
dummy , homunculus , robot , caricature , manikin
ادممصنوعی (اسم)
robot
ادم ماشینی (اسم)
robot

معنی عبارات مرتبط با robot به فارسی

(موشک بالدار و کلاهک دار با دستگاه هدایت خودکار) بمب روباتی

معنی robot در دیکشنری تخصصی

robot
[کامپیوتر] آدم ماشینی ؛ آدم مصنوعی ؛دستگاه خودکار ؛ آدم مکانیکی ؛ روبوت - روبات 1. کامپیوتری که خود یا اشیای دیگر را در فضای سه بعدی و تحت کنترل خودکار حرکت می دهد . نگاه کنید به anifcial inteligence . وو 2 . در اصطلاح عامیانه ، یک برنامه ی کامپیوتری که عملکرد ارباطاتی بشر گونه ای ، مانند پاسخ به پست الکترونیکی یا پاسخ به پیامهای دخالی یک گروه خبری را انجام می دهد .
[برق و الکترونیک] روبات دست چند کاره قابل برنامه ریزی که برای جا به جا کردن مواد،قطعات ،ابزار یا قطعات خاصی با حرکتهای برنامه ریزی شده ی مختلف و برای انجام وظایف مختلف طراحی شده است . بیشتر روباتهای حقیقی و روباتهای صنعتی ثابتی در کارخانه ها هستند که وظایفی را از جا به جایی مواد سنگین و جوشکاری نقطه ای تا نقاشی با اسپری رنگ را انجام می دهند. گروه دیگری از روباتها با وظایف سبکتر کارهایی را از قبیل برداشتن و قرار دادن قطعات الکترونیکی روی بردهای مدار و بازرسی .آزمایش بردهای مداری آماده شده را انجام می دهند . چهار آرایش مختصاتی اساسی بای روباتهای صنعتی وجود دارد :(1) مفصل دار ،تا شونده ،یا متصل به شانه کوتاه (2) مفصل دار ، تا شونده یا متصل به شانه بلند (3) مختصات قطبی یا کروی (4) مختصات عمود یا کارتزین .دستی که ابزار به آن نصب می شود اغلب بازو نمیده می شود . بیشتر روباتهای صنعتی با موتورهای الکتریکی راه اندازی می شود ،اما هر دو توان هیدرولیکی و پنوماتیکی در آنها به کار می رود . روباتهای علمی می توانند آزمایشهایی را در مکانهای دور یا غیر قابل دسترسی مانند فضاهای عمیق،سطوح سیاره های یا کف اقیانوس انجام دهند بعضی ر - ربات ، آدمواره
[صنعت] روبات، انسان واره - یک بازوی قابل برنامه ریزی و چند کاره که برای جابجا کردن مواد ، قطعات و یا وسایل خاص است که از طریق حرکتهای برنامه ریزی شده برای انجام فعالیت های گوناگون طراحی شده است
[ریاضیات] آدم مصنوعی، آدم مکانیکی، آدم آهنی، آدم ماشینی، ربوت، دستگاه خودکار، آدمک آهنی
[کامپیوتر] زبان های کنترل روبوت
industrial robo ...

معنی کلمه robot به انگلیسی

robot
• computerized mechanical device designed to perform complicated tasks; automaton, person who acts in a mechanical manner and does not think for himself; traffic light (south african)
• a robot is a machine which moves and performs certain tasks automatically.
collaborative robot
• cobot, robot that performs define tasks in cooperation with a person as a helper or leader (as opposed to a robot that works entirely independently)
industrial robot
• machine which is used in industry
like a robot
• like an automaton, without feeling or emotion

robot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
رُبات!
معادل فارسی: هوشمان
هوش: خِرَد،عقل،فراست،زیرکی-شُعور،فهم،ادراک و...
مان: پسوند اسم ساز فارسی
آدم آهنی-علم طراحی و ساخت
تینا
روبات
Faezeh
یکجور ساندویچ است که با نان تست درست میشود،بهش کلاب هم گفته میشه
حاجی
آدم مصنوعی
هوشینه یا هوشتن
واژهٔ آدم آهنی یا آدمک اصلا پذیرفته و منطقی نیست چون همهٔ رباتها که آدم نیستند ، مثلا ممکنه یک اتومبیل یا چرخگوشت رباتیک باشه .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی robot
کلمه : robot
املای فارسی : ربط
اشتباه تایپی : قخذخف
عکس robot : در گوگل

آیا معنی robot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )