برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1574 100 1
شبکه مترجمین ایران

river

/ˈrɪvər/ /ˈrɪvə/

معنی: رود، رودخانه
معانی دیگر: شط، هر چیز رود مانند، چوب بر، هیزم شکن، چاک دهنده

بررسی کلمه river

اسم ( noun )
عبارات: up the river
(1) تعریف: a large natural stream of water flowing in a definite course or channel toward a lake, ocean, or other body of water.

(2) تعریف: an outpouring; stream.
مشابه: stream

- a river of tears
[ترجمه ترگمان] یک رودخانه پر از اشک،
[ترجمه گوگل] رودخانه اشک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a river of mud
[ترجمه رهام روندی] رودخانه گل
|
[ترجمه ترگمان] رودخانه‌ای از گل و لای،
[ترجمه گوگل] یک رودخانه گل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه river در جمله های نمونه

1. a river alive with trout
رودخانه‌ای پر از قزل‌آلا

2. a river bed
بستر رودخانه

3. a river crossing
محل عبور از رودخانه

4. a river of blood
رودی از خون

5. a river of volcanic lava
رودی از گدازه‌ی آتشفشانی

6. a river splits the town in two
رودخانه‌ای شهر را به دو بخش تقسیم می‌کند.

7. a river that twists through a green valley
رودخانه‌ای که در دره‌ای سبز پیچ و خم دارد

8. a river twines through the mountains
رودخانه‌ای در میان کوهسار پیچ و تاب می‌خورد.

9. a river wriggling down the hill
رودخانه‌ای که در سرازیری تپه مسیر مارپیچ داشت

10. arvand river is broad
اروندرود عریض است.

11. nile river is the mother of egypt's civilization
رود نیل سرچشمه‌ی تمدن مصر است.

12. rvand river is navigable
اروند رود قابل کشتیرانی است.

13. the river broadens and forms a large body of water
رودخانه پهن می‌شود و دریاچه‌ی بزرگی را تشکیل می‌دهد.
...

مترادف river

رود (اسم)
stream , flood , river
رودخانه (اسم)
flow , river

معنی عبارات مرتبط با river به فارسی

آبگیر رودخانه
بستر رود
رجوع شود به: onchocerciasis
رجوع شود به: hippopotamus
ان سوی رود
رود هارلم (که جزیره ی مانهاتان در نیویورک را از برزن ((برونکس)) جدا می کند)
(امریکا) رودخانه ی می سی سی پی
مورد ظلم و جور قرار دادن، نارو زدن
میان رود
رودخانه ای که اب دریادرنزدیکی دهانه ان طغیان می کند
(امریکا) به زندان، به ندامتگاه، در زندان، سوی سرچشمه رودخانه، بطرف بالای رودخانه، بالارود

معنی river در دیکشنری تخصصی

river
[عمران و معماری] رودخانه - نهر - رود
[کامپیوتر] رودخانه - مسیری از فضای سفید میان کلمات که به نظر می رسد در یک نوشته ی چاپی از خطی به خط دیگر جریان دارد. این فضای سفید ( رودخانه ) در نتیجه ی تلاش برای تنظیم تایپ در وضعیت بسیار باریک بودن ستونها یا جامع نبودن نرم افزار یا چاپگر ایجاد می شود. نگاه کنید به Justification . - سفیدی بین خطوط ؛ فاصله سفید
[زمین شناسی] رودخانه، رود - در رودخانه شناسی، الف) یک اصطلاح کلی که برای رود سطحی آبی شیرین طبیعی با حجم قابل توجه و جریان دائم یا فصلی استفاده می شود که در یک کانال خاص به سمت یک دریا، دریاچه یا یک رود دیگر حرکت می کند. هر رود بزرگ یا بزرگتر از نهر. مثلاً یک tunk stream و شاخه های بزرگتر یک سیستم زهکشی. ب) اصطلاحی که در نیوانگلند برای بستر رود یا نهر کوچک استفاده می شود که در مناطق دیگر آمریکا به نام نهر شناخته می شود. - در ساحل، اصطلاحی که در نام مکانها برای یک کشندان (خلیج دهانه ای، خور)، تالاب، رودخانه کشندی یا تنگه استفاده می شود. - مثلاً رود یورک va و رود indian در فلوریدا.
[آب و خاک] رودخانه، رود
[زمین شناسی] ساحل یا رسوبگذاری رودخانه ای - یک ساحل دلتایی که توسط برآمدگی های لبه دار رو به دریا که انشعابات رودخانه را قطع کرده و توسط زمینهای پست کم ارتفاع احاطه شده اند، مشخص می گردد. (شپرد 1948).
[زمین شناسی] فسفات ریگ رودخانه ای - اصطلاح رایج در فلوریدا برای نوعی فسفات ریگی تیره که از سدها یا دشت های سیلابی رودخانه ها به دست می آید.
[زمین شناسی] گراول رودخانه ای - گراول طبیعی، مانند آنچه که در نهشته هایی یافت می شود که در معرض عمل آب جاری قرار گرفته اند.
[آب و خاک] افزایش آب ...

معنی کلمه river به انگلیسی

river
• large stream of water; large stream of any liquid; abundant flow, outpouring
• a river is a large amount of fresh water flowing continuously in a long line across land.
river bank
• a river bank is the land along the edge of a river.
river basin
• low-lying area of land that a river runs through
river bed
• bottom of a river
• a river bed is the ground which a river flows over.
river blindness
• river blindness is a serious disease which causes inflammation and sometimes blindness. it is found in parts of africa and tropical america.
river kwai
• river in western thailand close to the border with myanmar
river nile
• river in ne africa which flows through egypt into the mediterranean
river upper reaches
• upper end of a river or stream
river wansbeck
• river in northumberland that crosses morpeth (england) and flows into the north sea
amazon river
• amazonas river, river running through northern brazil in south america, second longest river in the world
amazonas river
• river running through northern brazil in south america, second longest river in the world, amazon
amur river
• river in asia that flows between china and russia
awali river
• river in lebanon north of the litani river
catawba river
• river that rises in north carolina and flows into south carolina (usa)
chiku ...

river را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

amin
بستر رود
مهسا
رود
فرنوش
رودخانه
ملینا
رود خانه / رود
tinabailari
رودخانه
They're building new houses by the river 🚬🚬
آن‌ها در حال ساخت خانه‌های جدیدی در کنار رودخانه هستند
محمد حسین کریمی
رود،رودخانه
پارسا حیدری
رود
رودخانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی river

کلمه : river
املای فارسی : ریور
اشتباه تایپی : قهرثق
عکس river : در گوگل

آیا معنی river مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )