برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1689 100 1
شبکه مترجمین ایران

risen

/ˈrɪzn̩/ /ˈrɪzn̩/

برخاسته، طلوع کرده

واژه risen در جمله های نمونه

1. prices have risen astronomically
قیمت‌ها به‌طور نجومی بالا رفته‌اند.

2. the tree has risen to an unusual height
درخت به ارتفاع خارق‌العاده‌ای رسیده است.

3. their wars had risen out of blind nationalism
جنگ‌های آنها از ملیت گرایی کورکورانه سرچشمه گرفته بود.

4. Burglaries in the area have risen by 5%.
[ترجمه عارفه] سرقت از منازل در اين منطقه ٥ درصد افزايش يافته است
|
[ترجمه ترگمان]بارش باران در این ناحیه ۵ درصد افزایش‌یافته است
[ترجمه گوگل]سرقت ها در این منطقه 5 درصد افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Bake them in a warm oven until risen and golden brown.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها را در یک کوره گرم قرار دهید تا این که قهوه‌ای بلند و طلایی شود
[ترجمه گوگل]آنها را در یک کوره گرم بپاشید تا زمانی که طلایی شده و قهوه ای طلایی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه risen به انگلیسی

risen
• risen is the past participle of rise.

risen را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
بالا آمدن
محمد نوجوان
افزایش یافتن
~imgolim~
بالا امدن
افزایش
برخاستن
نعمتی
طلوع کرده،برخاسته
Arvid
رستاخیز
Dark Light
قسمت سوم فعل RISE

ریزِن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی risen

کلمه : risen
املای فارسی : ریسن
اشتباه تایپی : قهسثد
عکس risen : در گوگل

آیا معنی risen مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )