برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1471 100 1

ripening

واژه ripening در جمله های نمونه

1. The grapes are ripening, the apple trees are heavy with fruit.
[ترجمه ترگمان]انگورهای رسیده، درخت‌های سیب پر از میوه است
[ترجمه گوگل]انگور رسیدن است، درختان سیب با میوه سنگین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We drove past fields of ripening wheat.
[ترجمه ترگمان]از مزارع گندم رسیده عبور کردیم
[ترجمه گوگل]ما میدان های گذشته گندم را رسیده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When the summer crop is ripening, the autumn crop has to be sowed.
[ترجمه ترگمان]وقتی که محصول تابستان برسد، محصول پاییز باید کاشته شود
[ترجمه گوگل]هنگامی که محصول تابستان در حال رسیدن است، محصول پاییز باید کاشته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My plans are ripening - now all I need is official approval.
[ترجمه ترگمان]طرح‌های من نزدیک می‌شوند - اکنون تنها چیزی که نیاز دارم تایید رسمی است
[ترجمه گوگل]برنامه های من در حال رسیدن هستند - اکنون همه ی نیازهایم تایید رسمی است
[ترجمه شما] ...

معنی ripening در دیکشنری تخصصی

ripening
[صنایع غذایی] رسیدن - رسیدن : به وجود آمدن خصوصیات حسی در حدی که برای مصرف مطلوب باشد و این نوع رسیدگی مرحله ای است بعد از رسیدن فیزیکولوژیک یا maturity
[نساجی] رسیدن یک ماده - آماده مصرف شدن یک ماده - رسیدن خمیر سلولز جهت تولید ویسکوز
[پلیمر] رسیدن، تکامل
[آب و خاک] برفاب
[عمران و معماری] جا افتادن برف
[نساجی] مدت آماده شدن - مدت لازم برای رسیدن - مدت رسیدن یک ماده نارس

معنی کلمه ripening به انگلیسی

ripening
• maturation, process of becoming fully grown or developed; process of making mature, process of bringing to a state of full development or growth
ripening process
• process of maturation, process of development and growth
artificial ripening
• artificial acceleration of fruit's ripening process

ripening را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کاشانی
پس رسی (فرآیندی که برای شکستن خواب بذر انجام میگیرد)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی ripening مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران