برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1471 100 1

ripeness


رسیدگی، بلوه، جاافتادگی، مادگی

واژه ripeness در جمله های نمونه

1. he plugged the watermelon to test its ripeness
او یک قاچ از هندوانه برید تا رسیده بودن آن را امتحان کند.

2. Squeeze the fruit to test for ripeness.
[ترجمه ترگمان]میوه رو فشار بده تا for برسی
[ترجمه گوگل]محکم کردن میوه برای رسیدن به آزمون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I could smell the honeyed ripeness of melons and peaches.
[ترجمه ترگمان]می‌توانستم رایحه عسلی و هلو و هلو را حس کنم
[ترجمه گوگل]من می توانم شیرینی شیرینی خربزه خربزه و هلو را بویید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Test the figs for ripeness.
[ترجمه ترگمان]انجیر، انجیر ripeness رو تست کن
[ترجمه گوگل]انجیر را برای رسیدن به آزمایش آزمایش کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. For example, a ripeness defense was rejected in Abbott Labs itself.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، یک دفاع ripeness در خود آزمایشگاه ابوت رد شد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، دفاع از خلوص در آزمایشگاه ...

معنی کلمه ripeness به انگلیسی

ripeness
• maturity, state of being fully grown or developed

ripeness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sara_kavoosi
بلوغ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ripeness
کلمه : ripeness
املای فارسی : ریپنس
اشتباه تایپی : قهحثدثسس
عکس ripeness : در گوگل

آیا معنی ripeness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران