برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1402 100 1

reversible

/rɪˈvɜːrsəbl̩/ /rɪˈvɜːsəbl̩/

معنی: دو رو، برگرداندنی، برگشت پذیر، پشت و رو کردنی، لغو کردنی، قابل نقض
معانی دیگر: وارون پذیر

بررسی کلمه reversible

صفت ( adjective )
(1) تعریف: able to be reversed.
متضاد: irreversible

(2) تعریف: capable of being corrected.
متضاد: irreversible

- a reversible error
[ترجمه ترگمان] خطای بازگشتی
[ترجمه گوگل] یک خطای برگشت پذیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: of clothing, able to be worn either side out.
متضاد: nonreversible
اسم ( noun )
مشتقات: reversibly (adv.), reversibility (n.), reversibleness (n.)
• : تعریف: a reversible article of clothing.

واژه reversible در جمله های نمونه

1. a reversible raincoat
پالتو بارانی دورو

2. A lot of chemical reactions are reversible.
[ترجمه ترگمان]واکنش‌های شیمیایی زیادی قابل‌بازگشت هستند
[ترجمه گوگل]بسیاری از واکنش های شیمیایی برگشت پذیر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Is the trend towards privatization reversible?
[ترجمه ترگمان]آیا گرایش به سمت خصوصی‌سازی است؟
[ترجمه گوگل]آیا روند رو به سوی خصوصی سازی برگشت پذیر است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Heart disease is reversible in some cases, according to a study published last summer.
[ترجمه ترگمان]براساس مطالعه‌ای که تابستان گذشته منتشر شد، بیماری قلبی در برخی موارد قابل‌بازگشت است
[ترجمه گوگل]طبق یک مطالعه منتشر شده در تابستان گذشته، بیماری قلب در بعضی موارد برگشت پذیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The binding is reversible so that factors that decrease the protein concentration will increase the ionized fraction of calcium in the blood.
...

مترادف reversible

دو رو (صفت)
double-faced , hypocritical , disingenuous , insincere , reversible , januslike , janus-faced , two-faced
برگرداندنی (صفت)
reversible , eversible
برگشت پذیر (صفت)
reversible
پشت و رو کردنی (صفت)
reversible
لغو کردنی (صفت)
reversible
قابل نقض (صفت)
reversible

معنی reversible در دیکشنری تخصصی

reversible
[شیمی] برگشت پذیر
[عمران و معماری] برگشت پذیر - دو طرفه - قابل برگشت - واگشت پذیر - قابل بازگشت
[برق و الکترونیک] قابل برگشت
[مهندسی گاز] دوطرفه ، قابل برگشت
[نساجی] دوطرفه - دوجانبه - برگشت پذیر ( واکنش شیمیایی ) - برگشتنی - پارچه دولای دو رو - لباس دورو
[ریاضیات] وارونه پذیر
[آب و خاک] فرآیند بی دررو برگشت پذیر
[برق و الکترونیک] شمارنده برگشت پذیر شمارنده ای که قادر به شمارش از راست به چپ یا از چپ به راست ، معمولاً بدون تغییر وضعیت شمارش در هنگام معکوس مغناطیس از مقدار کم .
[عمران و معماری] خزش برگشت پذیر
[نساجی] فر و موج برگشت پذیر
[عمران و معماری] زانوی 90 درجه
[ریاضیات] تردی برگشت پذیر
[ریاضیات] ماشین برگشت پذیر
[نساجی] پارچه دو رو
[نساجی] عینکی دولبه
[عمران و معماری] خط عبوری جهتگرد - مسیر جهتگرد
...

معنی کلمه reversible به انگلیسی

reversible
• can be overturned, can be inverted; can be performed forwards or backwards; (about clothing or fabric) can be used with either side facing outward
• if a process or decision is reversible, it can be stopped or changed at any time.
• clothing that is reversible has been made so that it can be worn with either side on the outside.

reversible را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضوانی اضماره
برگشت پذیر
سعید عباسیان
رفت و برگشتی
ebi
بازگشت‌پذیر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی reversible
کلمه : reversible
املای فارسی : رورسیبل
اشتباه تایپی : قثرثقسهذمث
عکس reversible : در گوگل

آیا معنی reversible مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )