برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1431 100 1

retention

/riˈtenʃn̩/ /rɪˈtenʃn̩/

معنی: نگهداری، نگاهداری، ابقاء، حافظه
معانی دیگر: ابقا، نگهداشت، (پزشکی) احتباس، بازدارش، (حافظه) یادسپاری، یادداری، ضبط

بررسی کلمه retention

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of retaining.
متضاد: loss

- Now that the will has been challenged, the second wife's retention of the estate is in question.
[ترجمه ترگمان] اکنون که وصیت‌نامه به چالش کشیده شده‌است، حفظ زن دوم ملک مورد بحث است
[ترجمه گوگل] اکنون که اراده به چالش کشیده شده است، حفظ دومین همسایگی املاک، مورد بحث است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the ability or power to remember; memory.
مشابه: memory

- Quizzing yourself on the facts is useful for aiding retention.
[ترجمه ترگمان] اطمینان از خودتان در مورد حقایق برای کمک به حفظ و نگهداری مفید است
[ترجمه گوگل] خودتان در مورد حقایق خود برای کمک به نگهداری مفید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه retention در جمله های نمونه

1. retention of bile
بازدارش صفرا

2. retention of urine
شاش‌بند،بازدارش پیشاب

3. the retention by the company of about 2000 trucks
نگاهداری حدود 2000 کامیون توسط شرکت

4. they are against the retention of our nuclear power plants
آنان مخالف نگهداری نیروگاه‌های اتمی ما هستند.

5. The retention of data in a storage device.
[ترجمه ترگمان]نگهداری داده‌ها در یک دستگاه ذخیره‌سازی
[ترجمه گوگل]حفظ داده ها در یک دستگاه ذخیره سازی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The UN will vote on the retention of sanctions against Iraq.
[ترجمه ترگمان]سازمان ملل به حفظ تحریم‌ها علیه عراق رای خواهد داد
[ترجمه گوگل]سازمان ملل متحد بر حفظ تحریم ها علیه عراق رای می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Feelings of time always forward,never weak retention eyes.
[ترجمه ترگمان]احساس زمان همیشه رو به جلو بود، و هیچ وقت چشمان حفظ و نگهداری ضعیف را نداشت
[ترجمه گوگل]احساسات زمان همیشه رو به جلو ...

مترادف retention

نگهداری (اسم)
restraint , conservation , retinue , tenure , maintenance , keeping , preservation , retention , upkeep , detainer , sustenance , guardianship , sustentation , sustention
نگاهداری (اسم)
support , hold , keep , subsistence , internment , poise , retention
ابقاء (اسم)
maintenance , retention , survival , survivorship , survivance
حافظه (اسم)
memory , retention

معنی عبارات مرتبط با retention به فارسی

معنی retention در دیکشنری تخصصی

Retention
[حسابداری] سپرده حسن انجام کار
[عمران و معماری] نگهداشت
[زمین شناسی] نگهداری، نگهداشت - مقدار آب بارش که به عنوان رواناب فرار نکرده یا توسط تبخیر و تعرق از دست نرفته است. “اختلاف بین بارش کل و رواناب کل بر روی یک ناحیه زهکشی را گویند.” (نلسون و نلسون 1967).
[نساجی] حافظه - ضبط - ابقاء - نگهداری ( در خود جای دادن ) - نگاه داری
[آب و خاک] نگهداشت – ذخیره
[عمران و معماری] منحنی نگهداشت
[آب و خاک] نیروهای نگهداشت
[آب و خاک] جوی پشته نگهدارنده
[شیمی] شاخص بازداری ، اندیس بازداری
[حسابداری] کسور وجه الضمان (سپرده حسن انجام کار)
[حقوق] سپرده حسن انجام کار، وجه الضمان
[شیمی] حفظ پیکربندی
[سینما] پایداری دید / دوام دید
[حسابداری] دوره نگهداری
[ریاضیات] دوره ی نگهداری
[آب و خاک] دوره نگهداشت
[آب و خاک] تراس یا بانکت ذخیره
[شیمی] زمان بازداری
[عمران و معماری] زمان اقامت
[پلیمر] زما ...

معنی کلمه retention به انگلیسی

retention
• act of keeping possession; maintenance, act of holding; memory, capacity to remember
• the retention of something is the keeping of it; a formal word.

retention را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فارسی را پاس بداریم.
نگهداری
حفاظت
سارا
در دندانپزشکی: گیر
heidari
نتایج،داده های ثبت شده
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، رتانسیون در حرفه و حیطه پزشکی یعنی احتباس ادرای ، حبس و نگهداشته شدن ادرار در مثانه به علل مختلف که علت اصلی ان در بیشتر مواقع بزرگ شدن خوش خیم پروستات در سنین بالای شصت سال و گاها داروهایی که خاصیت آنتی کولینرژیک دارند مانند هیوسین ، آرتان ،دسته دارویی بنزودیازپین ها مانند دیازپام و دهها داروی دیگر باعث بزرگ شدن موقتی پروستات شده و احتباس ادراری ایجاد میکند.اگر در اثر دارو باشد پس از رفع اثر مشکل حل شده و پزشک دارویی دیگر تجویز میکند ولی در صورت هیپرتروفی خوش خیم پروستات که فرد باید پروستاتکتومی شود ،یعنی ارولوژیست با جراحی پروستات را بر دارد تا زمان عمل ابتدا سعی میکنیم ادرار کردن را به بیمار القا کنیم بدین نحو که شیر اب را به مقدار کم باز میکنیم و فرد با شنیدن ان احتمال دارد توانایی ادرار کردن را بیابد، در غیر اینصورت هر ۴۸ تا ۷۲ ساعت حداکثر به بیمار سوند فولی فیکس میشود و بیشتر از ان احتمال بالای عفونت مجرای ادرار هست ، و هر چه سریعتر بایستی بیمار عمل شود چون سونداژ بیش از حد شانس عفونت را بالا میبرد.
با تشکر.
روناک سالاری
[آب و فاضلاب] در تصفیه آب و فاضلاب به معنی" زمان ماند" فاضلاب یا آب در یک راکتور میباشد و اغلب به صورت retention time به کاربرده میشود.
سعید ترابی
حفظ، نگهداری
هیدی پیروتی
در شیمی بازداری
زینب زرمسلک
نگهداشت
(نیروی انسانی، منابع انسانی)
Figure
the ability to keep or hold. If you have extraordinary powers of retention, you remember everything you hear or learn
عدنان
ماندگاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی retention
کلمه : Retention
املای فارسی : رتنتین
اشتباه تایپی : قثفثدفهخد
عکس Retention : در گوگل

آیا معنی retention مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )